نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
میان حس تو
حس من
فاصله اي ست
كه پيراهن پيراهن پاره كني
نمي رسي
نمي رسيم
جزدوموازي
كه به موازات نگاهم خط مي كشي
(فاطیما فاطری)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
بدون لبخندت
آیینه در ابدیتش
سقوط می کند
بی آنکه در توازن شب
با ماه
بال بگشاید
پیش آینه ها منشین
شبی که گریه گرفته است
تمام شبت را
باران
هاشور قاطعی است
و عشق را
یک آینه بیشتر نیست.
(همایونتاج طباطبایی)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
سردی سپید پوستت
که نقش نمی گیرد
از هیچ
شاپرک عشق
به خواب می کشاندم
(به پرنده)
و می خواندم
از دور
(پرواز)
که بنوشی
از عشق
سردی آب
(فیروز ناجی)
