اگر من نبودم
به کدام آه، خم می شدی؟
و اگر تو نبودی
کدام نوازش، سرانگشتانم را اشارت می آموخت؟
نظاره کن شعر گیاه را
سبزینه،
هستی است.
مرا به خورشید چشمانت
متصاعد شو
در آوندهات
که در ارتفاع
چیزی تشنه است.
(فرخ تمیمی)
گفت شیرین
(کنار ماهتابی ها به مهتاب)
- صدای تیشه آمد.
ماه تابید
صدای تیشه ی فرهاد آمد
گفت شیرین
(کنار لاله ها با لاله لال)
- صدای ناله آمد.
لاله نالید
صدا از تیشه ی فرهاد افتاد
صدای گریه ی شیرین:
میان باغ تنهایی هزاران لاله از باران
فرو ریخت.
(م. آزاد)
این صدا
که به رویه ی عطرسای من
نزدیک می شود
بازتاب نفس من است
بر فنجان در دست تو
- پر شده با نگاه های قطره قطره-
بازگشته از سیر دنیاها
پوسته های زمینی اش را
از کنار خود و از خود
فرو می ریزد.
(احمدرضا چه کنی)
به تالار دل نمی گنجد
دمی به فرصت ماه
که ما از میان جنگل
غرفه های پاییزی دیدیم!
نه صدای شریف دلی
نه آوای وحش و
تبسم بلبلی
چه بسیار
بر این رکاب منتظر ماندیم و
دل برکندیم
اکنون دریاب
دلی که به پریشانی گیسو می گذرد
و این کهنه اندوهانی که بدل دارم
(یارمحمد اسدپور)
