باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ توسط حسرت باران |
 

ما بي‌تو به شيدايي

شيدایی ترين

غزل آفتاب را

بر پوست هر ستاره نوشتيم

اوضاع روزگار

چنان‌ام ملول كرد

هر گل كه وضع مرا ديد

اشكي ز فرط گريه

در قرابه‌ به نام گلاب شد

در اين عزا وُ

مجلس ختم رسول گل

اي در خيال شيشه-

مانده به زندان

ما بي تو خوش‌ نه‌ايم

تو بي‌ما چه‌گونه‌اي؟

 

(بیژن کلکی)

rain135@


برچسب‌ها: بیژن کلکی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر