باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مهمان ها  آمده بودند

كه باران به شيشه خورد.

تا برنج قَد بكشد

و احساسات ماهي بي دريا كباب بشود،

مردان

چترهاي كلمه هاي سياسي روزنامه را

روی باغ هاي تركمن وسط اتاق تكاندند؛

و زنان

خوردنِ نان و پنير و سبزي را

براي دفع بلاي زن دوم از سر زندگاني شان 

                                                        ستودند. 

حالا از پنهان شدن چند حادثه ي ديگر

پشت صورتك هاي كور سياست كه بگذريم،

توطئه ي گل نكردن امسال درخت پرتغال هم

                                                        كه بماند كنار هيچ،

با هفت صلوات مادربزرگ

در گروي آسمان يخ زده چه بايد كرد؟

آش انار هم تا مهمان ها سر سفره بيايند

ماسيد و از دهن افتاد.

تازه خواننده ي ماهور

در حصارش گير كرده بود و كِش مي آمد،

كه من به ياد نامه ي عاشقانه اي افتادم

كه از پشت شاخه هاي خرمالو

به روي آفتاب افتاد...

مهمان ها هنوز نشسته بودند

بافنجان هاي داغ چاي

و نمي ديدند

كه در تابستانِ سينه بند تازه ي من

                                               چه مي گذرد ...

(ناهید کبیری)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, ناهید کبیری
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از پشت شانه‌های شبی تاریک

آسمان را دیدیم.

لب‌های باد

سرد بود

لرزیدیم

و به آینه خندیدیم

در آسمان مگر چه بود

چه بود

چه بود در آسمان پر راز

در آن فراز

که زیر انبوه خاک پنهان شدیم

از هراس؟

(ناهید کبیری)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, ناهید کبیری
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

روزی که  عشق را قسمت می کردند

پرواز را

به تو دادند

قفس را

به من

از پشت میله

آسمان پیدا نیست

تا جای پای آبی ات را

تماشا کنم!

(ناهید کبیری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ناهید کبیری
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بیهوده برایت شعر می گفتم

بیهوده برایت دامن گلدار می خریدم

بیهوده...

مثل آینه

          نگاه می کردی

مثل صندلی می ایستادی

و مثل میز...

همان بهتر که گریختم

تو جزو اشیاء شده بودی.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نقطه سر خط

فردا بي خورشيدترين روز هفته است

كسي روي عرشه

به رقص برنخواهد خواست

و بادها

بادبان هاي پنجره را

رو به معاشقه هاي به ته رسيده

كشيده اند

(آرزو ندرلو)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, آرزو ندرلو
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تلاطم

 شروع خوبی برای دریاست

وقتی موج دست هایت

خیز برمی دارد روی سینه ام...

(آرزو ندرلو)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, آرزو ندرلو
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نیازی به عبور از مرزهای پیراهنم نیست!

وقتی به پادشاهی دست‌های تو

تن داده‌ام!

(نسترن وثوقی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نسترن وثوقی
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

خلاصه‌ی اخبارِ جهان

هر چه که می‌خواهد، باشد!

حالا

که جهانِ من در تو خلاصه می‌شود!

(نسترن وثوقی)

 

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نسترن وثوقی
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مرا به مسلخ می برند

بعد از قربانی شدنم

چشم هایم را در آسمان/ دست هایم را در دریا

و پاهایم را در کوهستان دفن کن!

قلب عاشقم را توی سینه ات بگذار!

گیسوانم را هدیه کن به نسیم

سرم را بینداز بین بوته های گل سرخ

و تنم را

هزار پاره کن

و برای لاشخورها جشن بگیر

عزیزکم.

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شیوا فرازمند
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نشان گور من نعلی ست

که هر شب با ماه می آمیزد و

هر صبح

          بر پای مادیانی می نشیند

تا کلید گور مرا

آن سوی رودها

                  بیفکند

(قاسم آهنین جان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, قاسم آهنین جان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

کوچه ای به شکل تو

که تا نمی آیی کور می شود

و دیگر به خیابانی نمی ریزد

و کوچه ای که نمی بیند

کورمال می گذرد

تا تو می آیی

و به خیابانی که دیگر نیست

می ریزی

(اعظم شاهبداغی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, اعظم شاهبداغی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برف پاک کن ها

دست تکان می دهند.

بر سه شنبه برف می بارد.

دست تکان می دهیم:

«خداحافظ...»

برف پاک کن ها

از روی تو

برف سه شنبه را

می روبند

من دست تکان می دهم

نقش تو را پاک می کنم

«خداحافظ...»

بر جاده ی خالی برف می بارد

و برف پاک کنی

دیوانه وار

به این سو و آن سوی جدار گلو

می کوبد.

در گلویم بر نام تو برف می بارد...

(نازنین نظام شهیدی)

 این شعر فوق العاده زیبا یکی از شاهکارهای شعر خانم نظام شهیدی است. یادش گرامی


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, نازنین نظام شهیدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ما تنها میزبان مهتابیم

نه روزی که در نقش دیگرش تابید

آه، زنی که روز با نام تو

بر بام می گذرد!

دست های زرینت باید سرزمینی دیگر را

نشانه رود

ما میزبان آن ماهیم

که دیریست بر نمی تابد

بانو! ماه را دوباره

روشن کن...

(زنده یاد نازنین نظام شهیدی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نازنین نظام شهیدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

به آسیه و جواد مجابی

گاهی هوا در گنجه های کهنه می گردد

و در غبار هاله ی محبوس

                     نا گه

                     شاعری یاد آرد آوازی که می خوانده ست:

یا این گل خوشبوی

یا عشق دشمن خوی

گاهی هوا در عکس های کهنه می گردد

احیاء حالت های دیرین را

می برم از هر عکس و عکسی تازه می سازم.

تا پیشتاز گله های آسمان باشد

طرح گوزنی را به کاغذ پاره ی ابری می اندازم.

در آسمان ملتهب از بوسه ی پاییز

تک چهره ای می سازم: آتش زاد و باران خیز.

و می نهم بر کفه ی همسنگ بازوی ترازویی

پروانه و پرهیز:

یا می پذیری این گل خوشبوی

یا برگ ریز عشق دشمن خوی

عطر قدیمی را

سر می کشم از ریشه های باد.

با قطره ی خونی که از گل می چکد

                                            نقش نگینم را می آرایم.

وز عکس بانویی که از اوهام تاریخی ست

با سر در شمس العماره ست آنچه نقش انگار خواهم کرد

وز لحظه های یادگاری، ساعتش را نیز

از خواب ها بیدار خواهم کرد

با این گل خوسبوی

یا عشق دشمن خوی

گاهی هوا در جامه دان کهنه می خوابد

آنگاه، در یک لباس زن

                         غبارآلود

تک بازویی

             آهسته جان یابد.

جو دانه ها می روید از سرما، به روی پوست

مرغان مهتابی بر آن نک می زنند و دانه می چینند.

و آبیاری می کند باران به نوری ناب

آن چهر غایب را

و با لب گویای آن آواز می خواند:

می پذیری این گل خوشبوی را

یا خزان عشق دشمن خوی را

(محمد علی سپانلو)  


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, محمد علی سپانلو
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در کوچه ای به هم پشت کردیم

و از هم جدا شدیم

بعد از چند گامی

                    دوباره به هم رسیدیم

کوچه فقط یک جهت داشت

                                 تا بن بست

                                               تا ما...!

(مهدی اخوان لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی اخوان لنگرودی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از فاخته پرسیدم

چند سال دیگر خواهم زیست...

سر شاخه های کاج لرزیدند

شاخه ی زردفامی روی چمن افتاد.

صدایی از ژرفای جنگل با طراوت شنیده نمی شود...

من به خانه می روم

و باد سرد

پیشانی سوزان مرا می نوازد.

(آنا آخماتوا)


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر روسیه, آنا آخماتووا
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گریه

           مال من

خنده

          مال تو

و ماه را هم که قسمت کردیم

همیشه

طرف تاریکش به من می افتاد

ما عدالت را رعایت می کردیم

اما

همه

به ریش من می خندیدند

(رضوان ابوترابی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضوان ابوترابی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چیز غریبی کنار آینه مانده ست بهت زده

شکل دهانی که خواسته ست به فریاد

خواب شگفت آوری قدیمی و متلاطم را باز بگوید

عجز زبان بستگی، ولی

مانع فریاد شده ست

کی رسد آن روز و روزگار که فریاد را بشنویم؟

این همه را بشنویم؟

(رضا براهنی) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضا براهنی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شب بخیر نمی گویم

آسمان من همیشه سیاه است

و دلتنگی

تنها سوسویی ست

که می چکد از چشمانم عزیزم

تو عینک دودی ات را بردار

من

هرگز نمی توانم شعری بسرایم

که ماه

در آن نباشد

(رضوان ابوترابی)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضوان ابوترابی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

اگر مرا دوست نمی داری

دوست نداشته باش!

من هر طور شده

خودم را از این تنگنا نجات می دهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن

عاشق دیگری باش!

این ترانه نباید به پایان برسد

سکوت آدم ها را می کشد

این چشمه نباید بند بیاید

میخک هایی که در قلب ها شکوفا شده اند

از تشنگی می خشکند

اگر دوست داشتن را فراموش نکنی

تمام زیبایی ها را به یاد خواهی آورد!

(رسول یونان)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

این پنجشنبه

مثل تمام پنج شنبه های دیگر نیست

باید اشک ها را نگه داشت

از چشم انداز خیابان سرخ

که می رسد به بلوار پاییز

این پنجشنبه

بوی پیراهنت را دارد

پیرمرد کوهستان های دور!

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیوا فرازمند
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

حسرت می برم به مدادم

که تو را برجا می گذارد

و غبار می شود

(شمس لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد شمس لنگرودی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دلم می خواهد موهایت

مرا بپوشاند

با نقشه ی سرزمین های جدید

تا هرجا که می روم

به زیبایی موهای تو باشد.

(ریچارد براتیگان)

ترجمه از: علیرضا بهنام


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر انگلیسی, ریچارد براتیگان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زندگی دریاست

این دریاها را

من بس دیده ام

و چشم هایی که

دریا بوده اند

               با رنگ هاشان

                                 با موج هاشان

                                                    با گرداب هاشان

گذشته وداعی بود

گذشته ها را من

به دریا ریختم

دریاها

       (رنگین

                رنگین)

                         رفتند

موج ها

         (سنگین

                    سنگین)

                              خفتند

گرداب ها...

(اسماعیل شاهرودی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, اسماعیل شاهرودی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در باغ

تابوهای حائل

تابوهای کهنه ی حائل

رفتن خیالی بیش نیست

بگذار بنشینم

و فکر رفتن را

در جیب های خود

پنهان کنم.

بگذار دست ها را

بگذار این علائم بومی را

پشت کتاب ها بگذارم.

رفتن خیالی بیش نیست

-از مادرم شنیده ام این را-

از مادرم که باغ را آرام

تا روی میز خانه هدایت کرد.

بگذار با فکر آن ستاره

که بوی گندم می داد

دلخوش باشم

شمشیر را بخوان

شمشیر را بخوان

شمشیر فصل آخر این باغ است

شمشیر را بخوان

تا من

آن تماشاگر باشم

که رعشه های آخر این باغ پیر را

با چشم های کهنه ی خود دیده است

بگذار بنگرم

بگذار از دریچه بر این باغ بنگرم.

(هوشنگ چالنگی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, هوشنگ چالنگی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

قطار خاموش

ایستگاه خالی

ما

چگونه جابجا شده ایم؟!

(مصطفی خزایی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مصطفی خزایی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

کبوتری بر کاغذ می کشی

که پرهایش را گم کرده است

کبوتر

       با پاهایش

                   نمی تواند

                                سفر کند!

(مهدی اخوان لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی اخوان لنگرودی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از اشک هایم

به چشم های تو می آیم

                گوشه ای می نشینم

اینجا همیشه هوا خوب است

و هیچ وقت باران

آنقدر شدید نمی بارد

که نقش قلب روی شن ها را

                                   پاک کند!

(مونا اکبریان)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, مونا اکبریان
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چه چشم هایی دارد!

ستارگان کدامین شب شکفته ی شاد

در آن دو برکه ی خاموش ته نشین شده اند؟

کدام ساحل آغوش

قرار بخشد شب ها به موج سینه ی او؟

دل هوایی من

در این سپیده ی لبخند

چگونه خواهد دانست

که باد شرطه کجا می برد سفینه ی او؟

(اسماعیل خویی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, اسماعیل خویی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بلورین است

چشمان مردی که تو را گم کرده

از زمستان می آید

نمی داند

شادی پرواز پرستوها

در آسمان بهار

از چیست!

(کیکاووس یاکیده)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همه چیز حرف شد

کلمه شد

فقط سکوت است

که سکوت باقی مانده است

(بیژن جلالی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

این همه از تاریکی بد نگویید

شما که فروش چراغ تان

به لطف همین تاریکی است

(شمس لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد شمس لنگرودی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

کاش

در خانه خود نشسته بودیم و

هوای سفر نمی کردیم

جاده های دنیا

از کف دست تو می گذشتند

به موهایت که دست کشیدی

ما در تاریکی گم شدیم!

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

از دریچه های سرخ عشق

تا حس بارانی که

                     بر ما فرو می بارد

تنها

     یک مهتابی دیگر

                         از تو می گویم

(محمود معتقدی)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

دلم می خواهد

تو باشی

رقصان میان پرده ی اتاقم

یا دست کم

باد باشد

که عطر تو را

آورده است

(شیدا نوذری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

ما کوتاهی نکردیم

فقط

دیوارهایمان کوتاه بودند

و ببخشید اگر

وقتی به آسمانخراش هایتان نگاه می کردیم

کلاهمان از سرمان نیفتاد

پیش از شما

کلاه ما را

برداشته بودند

(رضوان ابوترابی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضوان ابوترابی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

کاش شعرهایت را نخوانده بودم

اکنون

نه این همه پنجره چشم در راهم بود

نه دست های من اینقدر تنها

(رضوان ابوترابی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضوان ابوترابی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

کتری بخار می کند

تصویر تو را که ایستاده ای

میان باغ گل های سرخ

می دزدد از من

فاصله ای میان خودم را تا تو

حدس می زنم

فاصله ای نیست

بخار شیشه ها را پاک می کنم

نیستی

و باغ گل های سرخ

که روبروی پنجره ام بود

محو شده است.

(رضا چایچی)



برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضا چایچی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

کنار رودخانه که می روی

دلواپس می شوم

تصویر زیبایت را

آب با خود ببرد

(دانیال رحمانیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دانیال رحمانیان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

کلاغ

 زن را بوسید

زن درخت شد و

کلاغ باغ...

(مارال عباسی)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مارال عباسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

به همین غروب غم انگیز دلخوشم

اگر بدانم تو هم 

یک جایی

نشسته ای پشت پنجره

و دلت برای من تنگ شده است

(کاظم خوشخو)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کاظم خوشخو
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

قتل عام عظیمی می شود

در سونامی مواج گیسوانت

وقتی تو

روسری ات را برداری!

)ناصر رعیت نواز(


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ناصر رعیت نواز
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

یک لحظه تو را دیدم و

ابر شد

حالا سال هاست

مشق آفتاب می کنم

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
از دور آمدم

            به دور می روم

و خطی سفید

در پشت سرم

رد گندمی که

آن را خوب آرد کردم در آسیاب

(اوکتای رفعت)

ترجمه از رسول یونان


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |


اصلا قرار نیست من سکوت کنم

تا جهان به احترام تو برخیزد

گوش جهان کر است خوشبختانه

ما حرف هایمان را

باید همین طورها

به هم بزنیم

وگرنه احترام جهان

کشک است

یک لحظه است

مثل پلک زدن زیر آتش رگبار

یک لحظه است

مثل احتلام ناقص یک سرباز

            - در پشت خاکریز دشمن

یک لحظه است

       مثل برق نگاهت

در اولین دقیقه ی این شعر

یک لحظه است

     فرصتی که به ما داده اند

پس بهتر است به جای تعارف

شروع کنیم!

(حافظ موسوی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, حافظ موسوی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

از بادها خسته ام

از دریا

دلم گرفته است

همچون قایقی

که بر دست آب مانده

نمی دانم

کجای جهان

آرام

خواهم گرفت

(یاور مهدی پور)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, یاور مهدی پور
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می خواهم تو را بکشم

اما

چاقو را در سینه ی خود فرو می کنم

تو کشته خواهی شد

یا من؟

(گروس عبدالملکیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, گروس عبدالملکیان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چه یاد آورم

چه از یاد ببرم

مرا تسلی گل های اقاقیا بود

که در بهاری

دور از خانه ی من

در باران از درختان اقاقیا

بر زمین ریختند

درختان عریان اقاقیا

در بامدادی زرخیز

در باغ های دور

گم شدند

ما به دنبال آن ها می دویدیم

آن ها از سپیده گم بودند

ما نمی دانستیم

باران بود

فراوان باران بود.

(احمدرضا احمدی)

 


برچسب‌ها: اشعار سپید و نیمایی, احمدرضا احمدی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در نبود تو

آینه شمعدانی ساخته ام

در آینه باد می آید

تو دور می شوی و چشمان بی ستاره

خاموش می شوند

با دستانی پر از نقره و رویا.

(کیکاووس یاکیده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

وقتی به من می گویی

دوستم داری

عشق در جهان

دیگر سرگردان نیست

دوستم داشته باش

تا ابر نباشم.

(مهدی اخوان لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی اخوان لنگرودی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مرا باز می گیری

از کنار رود

             روزی

و می شنوی سرودم را

که همچنان از تو می خوانم!

(شهرام مقدسی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهرام مقدسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای بوسه ای که در راه است

پیراهنی

به عطر داده ایم و

عمری را به باد!

(شهرام مقدسی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهرام مقدسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من بگذرم اگر تو بمانی

از ماندن تو می گذرم

تو در گذشتن من بنشین

تا از خیال بگذرم

                   ای یال

ای خیال بر شانه های من!

(یدالله رویایی)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, یدالله رویایی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همسایه ی تو طناب!

جریانی باریک است

و در این باریکی

کسی به چاه تو می افتد

کسی به چاه تو بالا می افتد.

(یدالله رویایی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, یدالله رویایی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

چقدر باید شاعر

بود

تا گلی را بتوان دید

تا گلی را بتوان

گفت

(بیژن جلالی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

این شعر فقط قافیه دارد، هیچ است

یک قافیه ی پوچ که آن هم هیچ است

هیچ است ردیف و قافیه هم هیچ است

نه! قافیه هم هیچ ندارد... هیچ است

(جلیل صفر بیگی)


برچسب‌ها: رباعی و دو بیتی, جلیل صفر بیگی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

امشب را

با خیال تخت

به صبح برسانید

حالا آنقدر شبیه خودم شده ام

که به جای شما

از خواب بیدار نشوم.

(جلیل صفر بیگی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جلیل صفر بیگی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

بیهوده 

         نیست

                   عشق

این را از آن دو چشم

و از آن نگاه

که هیچ گاه ندیدم

                      دانستم

بیهوده

        نیست

                 عشق

(ضیاء موحد)   


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ضیاء موحد
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

با هم که باشیم سه تائیم

من

    تو

       بوسه

بی هم چهار تائیم

تو با تنهایی

من با رنج

(لطیف هملت- شاعر کرد عراق)

ترجمه از آرش سنجابی


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر کرد
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چشمانت

دریا را به مد می کشاند

مرا به شعر

(پرویز بیگی حبیب آبادی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پرویز بیگی حبیب آبادی
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همیشه این تکرار

فصل هایم را به هم سنجاق می کند

کسی چه می داند

پاییز فصل های من کجا تمام می شود...

(عاطفه معصومی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, عاطفه معصومی
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

كجاي جهان دورتراست

آن جا كه تويي

اين جا كه منم

(سيروس نوذري)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, سيروس نوذري
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |


گوشه ی ابرو که با چشمت تبانی می کند

این دل خاموش را آتش فشانی می کند

 

عاشقت نصف جهان هستند، اما آخرش

لهجه ات آن نصفه را هم اصفهانی می کند

 

چای را بی پولکی خوردن صفا دارد ، اگر

حبه قندی مثل تو ، شیرین زبانی می کند

 

گاه می خواهد قلم در شعر تصویرت کند

عفو کن او را اگر گاهی جوانی می کند

 

روی زردی دارم اما کس نمی داند درست

آنچه با من عطر شالی ارغوانی می کند

 

عاشق چشمت شدم، فرقی ندارد بعد از این

مهربانی می کند؛ نامهربانی می کند

 

ماه من! شعرم زمینی بود... اما آخرش

عشق تو یک روز ما را آسمانی می کند

(قاسم صرافان)


برچسب‌ها: غزل معاصر, قاسم صرافان
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

باران که می بارد

تمام کوچه های شهر

پر از فریاد من است

که می گویم:

من تنها نیستم

تنها، منتظرم.

تنها...

(کیکاووس یاکیده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

گریه که می کنی

دریاهای سپید

بار دیگر به اشک های تو

                              سفر می کنند

می بینمت

شکل شانه هایت

                     چکونه فرو می ریزد

آنکه هرگز

            بازت نمی شناسد

اینک به سهم رنج های تو

                                باز می آید

(محمود معتقدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

رودخانه ها رفتند

                   از خاطرات پل

پل را به یاد نمی آورد

                          این رود.

پل

      بر خیابان های تهران است

و صدای مردم

                  می گذرد

                               چون رود.

(بیژن نجدی)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن نجدی
نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

بارانی مورب

در نیمروزی آفتابی.

هیچ اتفاقی نیفتاده است

تنها تو رفته ای

اما من

قسم می خورم که این باران

                بارانی معمولی نیست

حتما

جایی دور

دریایی را به باد داده اند.

(رسول یونان)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

گاهی از من آدم برفی می سازی

و چشم هایم را

با دکمه های پیراهنت می بندی

*

چشم که باز می کنم

دکمه هایت می افتند

اما پیش از در آغوش کشیدنت

دست هایم آب شده اند!

(علیرضا  عباسی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علیرضا عباسی
نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

نام این نمایش را چه می گذاری

من ادا در می آورم

تا تو بخندی

تماشاچیان گریه می کنند

(کیوان مهرگان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

منتظر می مانی

آرام 

آرام

فصل به فصل

سال ها می گذرند

باران نمی بارد

زیر پلک هایت...

دیوار گلدان

ترک بر می دارد.

(عباس عابد- ساوجی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

چون درختی در پاییز هستم

نیمی از برگ ها فرو ریخته است

شاخه ها پیدا شده اند

باد ملایمی می وزد

و من با برگ هایم آهسته

اشک می ریزم

(بیژن جلالی)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

این موی سپید، برف پیری نیست

یک عمر تمام در زمستانم

بی هیچ بهار.


بی هیچ بهار؟

(منصور اوجی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, منصور اوجی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

همه می گویند: چه مهربان است این

مرد!

و کسی نمی داند

لبخند توست روی لب هام

وقتی آن سوی دریاها

یادم می کنی

(رضا کاظمی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

کوه با کوه سخن می گوید

من و تو اما

در پس پنجره ی حنجره مان

                                 تار آوا

پژمردند.

(محمد زهری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد زهری
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

یک قطره از قبیله ی باران

با مرغ تشنه گقت:

«سیراب باد مزرعه ی تنگ سینه ات»

(محمد زهری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد زهری
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

بین رفتن و ماندن ایستاده ام

              روحم را

               می بلعند این سراب های پیر

                                            باران، آنسوی پنجره

                                                                     دست تکان می دهد

(دانیال رحمانیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دانیال رحمانیان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ترک برداشته ام

مانند زمینی که آبش پیشکش آسمان شده باشد

وحالا انتظار ابری را می کشد

که هیچ وقت خیال باریدن ندارد...

(مهرنوش نوید پور)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

یک روز می آیی

و در گورستانی دور

                       در استخوانم می دمی

تا شعرهای ناسروده ام را بشنوی.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

دور می شوی از من

همچو قطاری

که مسافرش را پیاده می کند

(کیوان مهرگان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

به چشم تو نگاه می کنم:

آسمان هیچ وقت

خالی از ستاره ها نبوده است.

ستاره ها هیچ وقت

بدون التهاب نبوده اند.

به چشم تو نگاه می کنم:

پر از ستاره است

                    آسمان من.

(سیما یاری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, سیما یاری
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

این برف کلاغ می خواهد

هر چه سیاه تر که بنویسی بهتر

مشتی سنگ هم بردار

وگرنه آنقدر

که چشم هرچه آدم کور

 

به قارقار نگاه کن!

ببین چقدر شلوغ کرده اند

 

هزار کلاغ هم که بیاید

آب نمی شود این برف

این برف           بچه ها!

مدرسه ها را تعطیل می کند.

(مهرداد فلاح)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, مهرداد فلاح
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

یک آسمان دیگر

در نفس های تو

                   فرو می ریزد

دیگر صدای قدیسان و عاشقان را

چگونه

         به یاد می آوری

(محمود معتقدی)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

خیابان

شعر بلندی‌ست

وقتی من با قدم‌های تو قدم می‌زنم!

(مهدیه لطیفی)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدیه لطیفی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گاهی برایش یک سبد امید بنویس

روی تمام سایه ها خورشید بنویس

از هفت بارانی که پشت پنجره بعد

روی تمام این غزل پاشید بنویس

از بالکن تا حسرت باران بیاویز

از هرچه بر احساس تو لغزید بنویس

باران برایت عطر بر می گردی و بعد

شمشاد را شب ها برایش بید بنویس

با باد نام کوچکت را منتشر کن

از هر که روی قصه ات غلتید بنویس

با هفت باران مخمل سبز چمن را

با لذتی عریان و بی تردید بنویس

هر شهروندی با تو همشهری ست هر جا

خود را برای هر کسی خندید بنویس

(گیلان سبز)

دوستی لطف کرده و این غزل را فرستادند. از همین فرصت استفاده می کنم و از دوستان خواهشمندم که نام و نام خانوادگی را به همراه شعر ارسال نمایند. ممنون


برچسب‌ها: غزل معاصر, دیگران
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سكوتِ پنجره

حنجره اي ست

كه در نهايتِ شب گشوده مي شود

(حسین سعیدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نگاهم در آینه

فرو می ریزد

جزیره ای به زیر آب

می رود

در ساحل آینه

دستانی کورمال

عطر تو را می جویند

و پرندگان

بودن جزیره را

فراموش می کنند.

(کیکاووس یاکیده)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

انگشتت را

هرجای نقشه خواستی بگذار

فرقی نمی کند

تنهایی من

عمیق ترین جای جهان است

و انگشتان تو هیچ وقت

به عمق فاجعه پی نخواهند برد

(لیلا کردبچه)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, لیلا کردبچه
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

و من بارها سوخته‌ام

- چنان که ماه در دریا؛

و پروانه‌ای سبز،

هر بار

خاکستر نقره‌ای‌ام را بر شب پاشیده است.

نیمی ققنوس

نیمی بوتیمار،

من مهتاب تاریکی‌های خود بوده‌ام.

(ماندانا زندیان)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ماندانا زندیان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من پشت به ماه ایستاده و

                        می گریم

و تو

کنار پنجره

آنقدر به ماه می نگری

             تا زیبا شوی

یک روز

عشق تو

این غول کوچک را خواهد کشت.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

چقدر دزديدن نگاه

از چشمان تو

لذت بخش است

گويي

تيله اي

از چشمم به دلم مي افتد.

بانو!

با مردي كه تيله هاي

بسيار دارد

مي آيي؟

(كيكاووس ياكيده)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بی سر

خواب تو را می بینم

بی پر

به بام تو می پرم.

انگور سیاهم

به بوی دهان تو شراب می شوم.

(شمس لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد شمس لنگرودی
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

برف اندوه

می بارد

تو می روی که باز نگردی

تا برف اندوه

جای پای تو را سفید

کند

(بیژن جلالی)



برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

برای دیدارت

به صبوری آنقدر نشستیم

تا ماه برآید

اما

وقتی تو چشم هایت را بستی

                                    ماه رفته بود!

(مهدی اخوان لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی اخوان لنگرودی
نوشته شده در تاريخ جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

قرارمان 

زیر یکی از تیرهای برق جهان

آنجا که امید نور عبث نیست

که این کوه ها

فرمول اثبات بی چراغی جهانند

(ایمان مختار)

به نقل از وبلاگ همین روزهای الکی- ایمان مختار

http://imanmokhtar.blogfa.com


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ایمان مختار
نوشته شده در تاريخ جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نقطه ای از دور دست ها

به سمت من می آید

تو نباشی

نسیمی است

که جهان را با خود می برد

(کیوان مهرگان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

ساعت ملاقات 

تمام شده

پرستاری

انگشت، روی دماغش می گذارد

و در قاب می نشیند

(حمیدرضا شکارسری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, حمیدرضا شکارسری
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |


بیا قدم بزنیم

من با تو

تو

با هر که دلت خواست!

فقط

بیا قدم بزنیم

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پرنده می شوم اما تفنگ نزدیک است

سکوت می کنم آهنگ جنگ نزدیک است 

صدای کودکی ام در همیشه جا مانده

دوباره قلب من و دست و... سنگ نزدیک است 

به ماه بودن من دل نبند٬ بعد ازاین

کمین و پنجه ی مشتی پلنگ نزدیک است 

و کوچه کوچه دلم را به باد بخشیدم

شبی که جرأت مرگی قشنگ نزدیک است 

تو مثل موج رها٬ من شبیه شاعرها

تو می روی و دلی تنگِ تنگ نزدیک است

(نسیبه عابدی تهرانی)


برچسب‌ها: غزل معاصر, دیگران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پرواز را

از روی بال هایشان می تکانند

کبوترها ...

 

دیگر هیچ هوایی به این خانه نمی رسد

دنیا پُر از مرگ ِ پنجره هایی ست

که رو به نبودنت باز می شوند 

(نیلوفر جعفری/ رها)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نیلوفر جعفری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر