باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گاهی برایش یک سبد امید بنویس

روی تمام سایه ها خورشید بنویس

از هفت بارانی که پشت پنجره بعد

روی تمام این غزل پاشید بنویس

از بالکن تا حسرت باران بیاویز

از هرچه بر احساس تو لغزید بنویس

باران برایت عطر بر می گردی و بعد

شمشاد را شب ها برایش بید بنویس

با باد نام کوچکت را منتشر کن

از هر که روی قصه ات غلتید بنویس

با هفت باران مخمل سبز چمن را

با لذتی عریان و بی تردید بنویس

هر شهروندی با تو همشهری ست هر جا

خود را برای هر کسی خندید بنویس

(گیلان سبز)

دوستی لطف کرده و این غزل را فرستادند. از همین فرصت استفاده می کنم و از دوستان خواهشمندم که نام و نام خانوادگی را به همراه شعر ارسال نمایند. ممنون


برچسب‌ها: غزل معاصر, دیگران
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر