باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همه ی سنگ های جهان را

به پنجره ای می زنی

که شیشه ندارد.

اسمم را بخوان

اگر شکستن

خیال تو نیست.

(شیدا نوذری) 

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

با من

«رفت و آمد» نکن!

«رفتن»

فعل قشنگی نیست...

با من

فقط راه بیا...

(شهناز اسحاقی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهناز اسحاقی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ای کاش!

نمی خندیدی

و آتش عشق

                هرگز روشن نمی شد.

پیراهن مان سوخت

به شهر که آمدیم

به عریانی مان خندیدند.

(رسول یونان) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

انتظار بارانی را می کشم

که پلک برهم بگذارم

باریده است.

بانو!

به تماشای باران ستاره ها

بی چتر

بیا.

(کیکاووس یاکیده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من آتش بودم

و تو

       آب...

سال ها اینچنین

در آغوش هم

                 به خواب می رفتیم.

(کاظم واعظ زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کاظم واعظ زاده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شبیه شیشه می مانم ... تو هم مانند بارانی

رسیدی توی آغوشم... ولی گویا نمی مانی

خودت را جای من بگذار، ببین یک شیشه حق دارد،

زنی مانند باران را... ببوسد... یا نمی دانی

نبودی تا ببینی باد، مرا هر روز می بویید

من او را سخت می راندم... تو من را سخت می رانی...

کمی احساس هم بد نیست... بیا یک بار مردی کن!

دل ِاین شیشه را نشکن، در این اوضاع طوفانی

بیا بانو... تو باران باش... و بر من یخ بزن تا صبح

خدا هم می وزد برما، کمی باد ِزمستانی

(اميد بيگدلي)

 


برچسب‌ها: غزل معاصر, امید بیگدلی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

با قدم‌های من راه می‌رود

مردی که دستانش را

در جیب بارانی‌اش جا گذاشته

و چشمانش را پشت قاب یک عینک

به هر کس که می‌رسد

سر تکان می‌دهد

و هرگاه با نام کوچک من صدایش می‌زنند

بر می‌گردد

و همیشه پشت در یادش می‌افتد

کلید را در جیب بارانی من جاگذاشته

و مرا در خیابان.

(فرياد شيري)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, فریاد شیری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سنگی پرتاب کن!

زخمی نمی‌شود

روحِ رودخانه‌ای‌ام.

(مریم اسحاقی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

راز من سپیدی اوست

میان برف می شکوفد و

                            از یاد می رود

(سیروس نوذری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, سیروس نوذری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نه برف باریده

نه عمر گذشته

و نه من در آسیاب سفید کرده ام

موهایم را

فقط روزی که رفتی

دنیا تمام شد!

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ما

    در کوچه های باد

                          ایستاده ایم

چراغی

          روشن نمی شود

                                 هرگز

پاییز

     در این دقایق سنگین

آوازش را

            گم می کند

(محمود معتقدی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, محمود معتقدی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

چطور دلت آمد...؟

من حتی دلم نمی آید

ادامه ی این شعر را بنویسم...!

(کامران رسول زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کامران رسول زاده
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پا برهنه تا کجا دویده ای؟

که این همه

گل شکفته است؟!

(کیکاووس یاکیده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

هر ستاره

صورت هر که نیست

این ماه تمام

پیشانی سرد تو

(شیدا نوذری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

آسمان را گم کرده ام

به دنبال یک تکه ی آبی

زمین را جست و جو می کنم

دفترم را باز می کنم

مشق آسمان را می نویسم

(عاطفه معصومی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, عاطفه معصومی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

روسری گلدارم را

اتو که می کشم

بوی گل می پیچد توی اتاق،

کاش می شد عکست را اتو بکشم!

(هما احمدیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

فقط تاریکی می داند

ماه چقدر روشن است

فقط خاک می داند

دست های آب، چقدر مهربان است

معنی دقیق نان را

فقط آدم گرسنه می داند

فقط من می دانم

                    تو چقدر زیبایی!

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دست هایم

پلی ست به سوی تو

و سرانگشتانم

تا گنجشکان از آن بتراوند

و در گیسوانت لانه آغاز کنند

(پرویز بیگی حبیب آبادی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پرویز بیگی حبیب آبادی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پشت به افق می ایستی و

عکس هایت

سیاه می شود

چقدر گفتم برگرد

برنگشتی و

سایه ها

لحظه به لحظه بلندتر

(شهرام مقدسی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهرام مقدسی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در همه ی دیدارها

                     حرف هایی بود

که جا گذاشته بودم

                         در خانه!

(فریبا عبدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فریبا عبدی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

حتی پس از آن همه سیاه

صفحه ای را جا گذاشته ام

باور نمی کنم

سیب لبانت را

                -برای همیشه-

از ما دریغ کرده باشی

(حمیدرضا شکارسری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, حمیدرضا شکارسری
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می ترسم امشب به همراه خواب

پا به چشمم بگذاری و

                            غرق شوی

چندی ست زیر آب رفته

                            جزیره ای که مکان تو بود...

(شکرانه مرادی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شکرانه مرادی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ما

روی هیچ شاخه ای

عاشق نشدیم

باد

هرچه درخت می خواهد

زیر و رو کند

ردپایی از ما نیست

پشت هیچ

               سیبی!

و اینها برگ برنده نیستند!

(محمد جواد سلطانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد جواد سلطانی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دست هایم

پرده از وجودت کنار می زنند

در برهنگی دیگری می پوشانند تو را

تن های دیگری را در تنت باز می یابند

دست هایم

تن دیگری برایت می آفرینند.

(اوکتاویو پاز)


برچسب‌ها: شعر جهان, اوکتاویو پاز
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گردنم منتظر حلقه ی دستان تو بود

(بر سر چشمه ی خواب)،

لیک دیدم به دو چشم نگران

دست های تو گذشت،

همچو آبی که روان بود، به سوی دگران!

(اسماعیل شاهرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, اسماعیل شاهرودی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زیر بارانم

بی چتر

تنها بینی سرخم لو می دهد مرا

که باریده ام همراه ابرها

اما

...

تابلوی قشنگی شده ایم

من

باران

جاده

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیوا فرازمند
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست

عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان -دریا!- تو را دیدم حواسم پرت شد

کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

در دلم فریاد زد فرها...د و کوهستان شنید

هی صدا در کوه هی «من عاشقت هستم» شکست

بعد تو آیینه های شعر سنگم می زدند

دل به هر آیینه، هر آیینه ای بستم شکست

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد

قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم... نمی دانم چه شد

پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست

(زنده یاد نجمه زارع)

 


برچسب‌ها: غزل معاصر, نجمه زارع
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

روح آدم برفی

داخل اطاق

قدم می زند

هنگامی که در خواب هایم

برف می بارد.

(محرم نجف پور)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محرم نجف پور
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از سیاهی

تا سیاهی

چشمانم به نور عادت ندارند

چراغ قوه ی نصیحت هایت را

خاموش کن

شاید بر این پرده ی تاریک

فیلمی به نمایش درآمد

(ایمان مختار)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ایمان مختار
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سکوت سنگ چه زیباست زیر این نیلی

سکوت سنگ چه بشکوه، در هزاران سال

سکوت سنگ...

سکوت یعنی من

(سکوت سنگ)

کلام یعنی تو

و شعر یعنی کلام سنگ شده.

(منصور اوجی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, منصور اوجی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

اگر کسی مرا خواست

بگویید رفته باران ها را

تماشا کند

و اگر اصرار کرد

بگویید برای دیدن توفان ها

رفته است

و اگر باز هم سماجت کرد

بگویید رفته است تا دیگر

بازنگردد

(بیژن جلالی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

براده ی واژه گان است شعرهای من

که به شوق تو لب هایم تراش می دهند

بر نگین سلیمان

(محمد شمس لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد شمس لنگرودی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

باید می دانستم

سرانجام

تو را

از این جا خواهد برد

این جاده

که زیر پای تو نشسته بود.

(جلیل صفر بیگی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جلیل صفر بیگی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تمام تفنگ های جهان

خاموش می شوند

وقتی تو می خندی

(کیوان مهرگان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

اینجا باد می وزد

اینجا باران می آید

خورشید را

            به گردنت بیاویز!

ای آن که از آسمان ها می آیی!

(اوکتای رفعت)

ترجمه از رسول یونان


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

انگار

     هنوز

            حرف تازه ای داری

کنار نیمکتی و

                  در نیمه های باد

وقتی که سخن می گویی

هیچ دریایی

              از نگاه تو

                         باز نمی ماند

(محمود معتقدی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بچه که بودم

تو را

اندازه ی دست هایم دوست داشتم

بزرگ که شدم

دست هایم

کوچک شدند

(عاطفه معصومی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, عاطفه معصومی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بی عصای موسی

بی نفس عیسی

بی کتاب محمد

فقط با عشق

با عشق آمده ام!

(پوریا گل محمدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پوریا گل محمدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

خوب می دانم

                  اما

که پشیمان خواهم شد.

(اسماعیل خویی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, اسماعیل خویی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همچون پرستویی

                     در ابتدای سفر

نقطه ای شدی

                     در انتهای سطر

تا خاطرات فرتوت کوچه را

از متن سیم های موازی

                             پاک کنی

(مونا اکبریان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مونا اکبریان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بر لبان تو

گل ها به شکوفه درآمدند

درخت ها به بار

بر لبان من

همچنان

برف می بارد

(محرم نجف پور)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محرم نجف پور
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

درخت

بی رویاست

وقتی که قناری در قفس

و باد بی وطن می میرد

(کوروش همه خانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کوروش همه خانی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شب ها، پرنده هایش می روند

روزها، ستاره هایش

ببین، آسمان هم که باشی

باز تنهایی!

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام

بس که خود را در دل آیینه غمگین دیده ام

مو سپیدم، مو سپیدم، مو سپیدم، مو سپید

گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام

آه یک چشمم زلیخا، آن یکی یعقوب شد

حال، یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟

آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند

یادم آمد، من تورا روز نخستین دیده ام

بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود

ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام

(سید حمیدرضا برقعی)

 


برچسب‌ها: غزل معاصر, سید حمیدرضا برقعی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

آرام از کوچه می آید

پنجره را باز می کند 

و سرش را روی بالشم می گذارد

*

چه معشوقه ای می شد

                                       این باد

اگر

هرجایی نبود

(رضوان ابوترابی)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضوان ابوترابی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از صدای تو

به جمله ای دلخوشم

برای هزارمین بار

شماره ات را می گیرم

                             - لطفا پیغام بگذارید

(احسان پرسا)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

حالا که رفته ای

گریه نمی کنم

مباد

در اشک هایم تو باشی

                            و از چشمم بیفتی

(پوریا گل محمدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پوریا گل محمدی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چگونه است

که گیسویی بلند را

در شعر می بوییم

و آرزویی را

در خواب

(شیدا نوذری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چه کوتاه

زمستان که رفته ای

بهار که باز نمی آیی

(سیروس نوذری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, سیروس نوذری
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پرندگانی

باز می گردند

با عطر دوری

بر گل های زرد

می نشینند

و زاری می کنند

(مینا دستغیب)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مینا دستغیب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دلم باران می خواهد

و چتری خراب

و خیابانی که

هیچ گاه به خانه ی تو نرسد!

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

آفتابگردان خانه مان

روزهای ابری هم

                      باز می شود

بانو!

نسبتی با آفتاب داری؟

(احسان پرسا)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مسافر کناری ام که پیاده شد

پنجره ای گیرم آمد

باقی مسیر را گریستم.

(لیلا کردبچه)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, لیلا کردبچه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

هر پنجره ای را که باز می کنم

پرندگان

خسته از راه می رسند!

(محمد جواد سلطانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد جواد سلطانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نه با زاییده شدن من

و نه با عبور ابرهای تیره از آسمانم

سرگردانی من

با نام تو آغاز شد

وقتی آن را

               بر تنه ی درختی

                                  کندم.

(کاظم واعظ زاده)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, کاظم واعظ زاده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برف می‌بارد

در تابستان برف می‌بارد

وقتی دندان‌های تو می‌خندند!

(بكتاش آبتين)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

این موسیقی اسپانیایی

                      
که فرودگاه را به گریه انداخته،

مرا به یاد تو می اندازد....

عزیزم!

       
هیچ پروازی

                     
به خاطر دلتنگی مسافرش

لغو نمی شود.


(سارا خوشکام)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, سارا خوشکام
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شرح خود را پیدا کن

اگر می‌جوئی

باید که بنشینی

ای دیگر ای خجل

در تَرکِ اسم

در شکستن نام از نام

(یدالله رویایی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, یدالله رویایی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

با کدام تکه از تن من

تن من

عاشق جهان شده است؟

(بیژن نجدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن نجدی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

آن شب

که موریانه ها زبانم را خوردند

من

یک کتاب حرف داشتم

(فرخ مهر کیوان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

یک جفت بال خریده ام و

دوخته ام به دو سوی شانه هایم

آسمان به این کوتاهی!

چرا پرنده نباشم؟!

(جلیل صفر بیگی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جلیل صفر بیگی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

انگشتانت

بوی انار می دهند

بهشت را

دانه

دانه

بر لبانم بگذار

(فریده برازجانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فریده برازجانی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گلی که باد را وسوسه می کرد

تا عطرش را با خود ببرد

دیروز مرد.

(آدونیس)


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر عرب, آدونیس
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

جیب هایت را پر کن

از سپیده و آفتاب

وقتی به دیدار کسی می روی

که در گودترین جای شب

به انتظار توست.

(رضا چایچی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا چایچی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

نمی توانم به سویت گام بردارم

حتی در رویاهایم

چرا که در سینه ام

آسمان ها تیره اند

و ذهنم ابرآلود است.

(شعر ژاپنی- ناشناس)

ترجمه از عباس مخبر


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ژاپن
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

(۱)

بر پیکر من تو را کفن ساخته اند

یا اینکه برای پر زدن ساخته اند

ای عشق! شبیه سایه با من هستی

انگار تو را برای من ساخته اند

(۲)

من کوهم و ماجرای عشقم کهن است

شاگرد دبستانی من کوهکن است

من سنگدلم یا تو؟ ببین ای دریا!

این رود که پیوسته به تو، اشک من است

(میلاد عرفان پور)


برچسب‌ها: رباعی و دو بیتی, میلاد عرفان پور
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من زندگی نکردم

شعر به جای من

زندگی کرد

(بیژن جلالی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مسافرخانه ای را

که در آن دراز می کشیدم و

به تو فکر می کردم

دیروز خرابش کردند

نمی دانم

چه بر سر رویاهایم آمده است!

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دریا دریا چشمان شرجی ات

میهمان ساحلم

تنها تویی

موج

روی شن هایی که همیشه

در انتظار نفس های

خیس توست!

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیوا فرازمند
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از سبزی درخت

به آبی دریا می پرم

                       مثل پرستویی

نوک پایم

به ابر گیر می کند

                     سرم به ماهی.

(اوکتای رفعت)

ترجمه از رسول یونان


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

کاش خودم را جایی جا بگذارم

و برگردم ببینم که

نیستم!

(ناهید سلطانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ناهید سلطانی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مه صبحگاهی بر می آید

و روی نی ها آرام می گیرد

غروب که هوا سرد می شود

مرغابی های وحشی جیغ می کشند

عشق من

چقدر دلم هوایت را کرده است.

(ناشناس)

ترجمه از عباس مخبر


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ژاپن
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ماه کولی

اگر من نباشم

تو سنگی پرت در آسمانی

فقط همین!

(رضا قنبری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا قنبری
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

قطاری که تو را برد،

چه چیزی را با خود بر می‌گرداند؟

تعادل دنیا گاهی فقط به مویی بند است.

لوکوموتیوران تو کاش این را می دانست!

(حافظ موسوی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, حافظ موسوي
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در به در این کوچه‌ها نشو

سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک

آشیانه ی کوچکی است که کلاغ‌ها

روی شانه‌های

بلندترین درخت‌ها می‌سازند

دور از تو دنیا را گشته‌ام

و به اندازه‌ ی

تمام خانه‌هایی که نداشته‌ام

در راه بوده‌ام

پدرم اجاره نشین آب و خاک است

و مادرم طوفان می‌زاید

من اما

خیال‌های شکسته ی‌ خود را

به باد می‌سپارم

و در اقیانوس‌های نا آرام شناورم

در به در این کوچه‌ها نشو

سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک

سفره‌های کوچکی است

که ماهیان در اعماق دریا پهن کرده اند.

(امین احراری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, امین احراری
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

... جهان دور قرنیه‌ ی چشم‌های تو می‌چرخد

و هیچ جنگی

جهانی تر از چشم‌های تو نیست ...

(امین احراری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, امین احراری
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چون مردم

در خلوت گور

افسوس!

با که بخوانم

شعرهای تازه‌ام را؟

(آرش جواهری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, آرش جواهری
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

كاش مي شد

تمام شعرها را نوشت

مثلا اينكه

من به تو عادت كرده ام

و تو

هميشه دروغ مي گويي.

كاش مي شد

از رودخانه ها گذشت و

                              خيس نشد.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

به سوی هم گام بر می داریم

به یک زبان سخن می گوییم

اما به وسعت رویاهامان

                            تنها می مانیم.

(غلامعلی کریمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تو دست روی قلبت می گذاری

من درد می کشم

نبض دریا منظم نیست

دارد اتفاقی می افتد.

(مژده پاک سرشت)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سایه ی پروانه

بر زخم پیچ دست هایم

خوابش برده

نکند کسی از کنار گل بگذرد.

(رضا چایچی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا چایچی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پروانه

رنگ بال هایش را از یاد برده است

پرنده

آوازش را به یاد نمی آورد

دعا کنید

سطرهای عاشقانه

از یادمان نرود

(حافظ موسوی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, حافظ موسوی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شعر و بوسه را که داشته باشی

مرگ چه دارد

که از تو بستاند؟

(یانیس ریتسوس)

ترجمه احمد پوری


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر یونان, یانیس ریتسوس
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همه ی آنچه گفتم

درباره ی زندگی و مرگم

نهفته در سکوت سنگی ست

خفته در زیر سرم.

(آدونیس)


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر عرب, آدونیس
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

راهی که در گرگ و میش هوا

از آن می آمدی، زیر ساقه های علف مدفون شده

و چیزی پیدا نیست

جز تار عنکبوتی

که همچون رشته های اندوه

مسیر را آذین می بندد.

(ایزومی شیکی بو)

ترجمه از عباس مخبر


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ژاپن
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چه می کنی باد!

عطر موهاش را جای دیگری بپاش

این خانه

خودش ویران است!

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

کمی تغییر کرده ام

برای شناختنم

عکسم را

             مچاله کن!

(احسان پرسا)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

معشوق زیر باران می آید

مادر

زیر آفتاب

تو کیستی

که از جاده های مه زده می آیی؟

(کیوان مهرگان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

یک سفره نان گرم

یک دشت اشتها

گندم منم

چاک دلم در هوای توست!

(شیون فومنی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیون فومنی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دستم را اگر نگرفته بودی
چگونه می آموختم
در غیبت خورشید هم
می شود خندید ؟!

صدایت که ببارد
یک قطره ماه هم
در کاسه ی آبم بیفتد
کافی ست :
               من نور می شوم

(ماندانا زندیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ماندانا زندیان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زنگ ساعت

كنار تخت

صبح بعد از مرگ

(فرشته پناهی)

 

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فرشته پناهی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

اي كاش

انبوهي پرنده بودم

تا هر آن گاه كه آرامشم را بر مي آشوبند

همچون كلافي دود

به خود بپيچم و بر هوا شوم

و باز

بر درختي فرود آيم

در آرامشي ديگر

(مسعود احمدی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مسعود احمدی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ببارم

چتر مي گشايي

بوَزَم

پناهی می جويی

چه كنم

كه از باران و از نسيم

روي گرداني؟

(مسعود احمدي)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مسعود احمدی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سينه سرخ ي مي نشيند

به شاخه  ي خشک خاري

مي خواند

مي خواند

مي خواند

شکوفه اي سرخ بر مي آيد

از چوب خشک

و برکه ي زلالي آن پايين

آراسته به بال و شکوفه

(منوچهر آتشي)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, منوچهر آتشی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من نوشتم سنگ

گنجشکی پرید

 

تا نماند هیچ گنجشکی به جا

کودک همسایه ی ما سال هاست

می نویسد سنگ، تا فرسنگ ها.

(منصور اوجی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, منصور اوجی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ما

به‌خاطر هم زندگی کردیم

و به‌خاطر هم

جدا شدیم

شبیه نامه‌ای عاشقانه

که برای خوانده‌شدن

                       از پاکت خود دور می‌شود...

(بكتاش آبتين)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سياه

            مثل شعر سپيدي براي تو

سياه

            مثل با تو گذشتن

                                   از روزهاي سپيد

سياه بود

           سياه‌ مشقِ جريمه ی دل بود

                                               با تو تجربه كردنِ عشق

(مهديه نظري)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدیه نظری
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شعر كلام نيست

واژه نيست

ما خود را فريب مي‌دهيم

آن كه شعر را زندگي مي‌كند

شاعر است

چه بنويسد، چه ننويسد

(پونه ندايي)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پونه ندایی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دهان‌به‌دهان می‌چرخد حرف‌های من و تو

با دهان من حرف می‌زنی

این شعر را تو می‌گویی و من می‌نویسم!

(بكتاش آبتين)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر