همه ی سنگ های جهان را
به پنجره ای می زنی
که شیشه ندارد.
اسمم را بخوان
اگر شکستن
خیال تو نیست.
(شیدا نوذری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
با من
«رفت و آمد» نکن!
«رفتن»
فعل قشنگی نیست...
با من
فقط راه بیا...
(شهناز اسحاقی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شهناز اسحاقی
ای کاش!
نمی خندیدی
و آتش عشق
هرگز روشن نمی شد.
پیراهن مان سوخت
به شهر که آمدیم
به عریانی مان خندیدند.
(رسول یونان)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
انتظار بارانی را می کشم
که پلک برهم بگذارم
باریده است.
بانو!
به تماشای باران ستاره ها
بی چتر
بیا.
(کیکاووس یاکیده)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
من آتش بودم
و تو
آب...
سال ها اینچنین
در آغوش هم
به خواب می رفتیم.
(کاظم واعظ زاده)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کاظم واعظ زاده
شبیه شیشه می مانم ... تو هم مانند بارانی
رسیدی توی آغوشم... ولی گویا نمی مانی
خودت را جای من بگذار، ببین یک شیشه حق دارد،
زنی مانند باران را... ببوسد... یا نمی دانی
نبودی تا ببینی باد، مرا هر روز می بویید
من او را سخت می راندم... تو من را سخت می رانی...
کمی احساس هم بد نیست... بیا یک بار مردی کن!
دل ِاین شیشه را نشکن، در این اوضاع طوفانی
بیا بانو... تو باران باش... و بر من یخ بزن تا صبح
خدا هم می وزد برما، کمی باد ِزمستانی
(اميد بيگدلي)
برچسبها: غزل معاصر, امید بیگدلی
با قدمهای من راه میرود
مردی که دستانش را
در جیب بارانیاش جا گذاشته
و چشمانش را پشت قاب یک عینک
به هر کس که میرسد
سر تکان میدهد
و هرگاه با نام کوچک من صدایش میزنند
بر میگردد
و همیشه پشت در یادش میافتد
کلید را در جیب بارانی من جاگذاشته
و مرا در خیابان.
(فرياد شيري)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, فریاد شیری
راز من سپیدی اوست
میان برف می شکوفد و
از یاد می رود
(سیروس نوذری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سیروس نوذری
نه برف باریده
نه عمر گذشته
و نه من در آسیاب سفید کرده ام
موهایم را
فقط روزی که رفتی
دنیا تمام شد!
(رضا کاظمی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
ما
در کوچه های باد
ایستاده ایم
چراغی
روشن نمی شود
هرگز
پاییز
در این دقایق سنگین
آوازش را
گم می کند
(محمود معتقدی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, محمود معتقدی
چطور دلت آمد...؟
من حتی دلم نمی آید
ادامه ی این شعر را بنویسم...!
(کامران رسول زاده)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کامران رسول زاده
پا برهنه تا کجا دویده ای؟
که این همه
گل شکفته است؟!
(کیکاووس یاکیده)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
هر ستاره
صورت هر که نیست
این ماه تمام
پیشانی سرد تو
(شیدا نوذری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
آسمان را گم کرده ام
به دنبال یک تکه ی آبی
زمین را جست و جو می کنم
دفترم را باز می کنم
مشق آسمان را می نویسم
(عاطفه معصومی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, عاطفه معصومی
روسری گلدارم را
اتو که می کشم
بوی گل می پیچد توی اتاق،
کاش می شد عکست را اتو بکشم!
(هما احمدیان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
فقط تاریکی می داند
ماه چقدر روشن است
فقط خاک می داند
دست های آب، چقدر مهربان است
معنی دقیق نان را
فقط آدم گرسنه می داند
فقط من می دانم
تو چقدر زیبایی!
(رسول یونان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
دست هایم
پلی ست به سوی تو
و سرانگشتانم
تا گنجشکان از آن بتراوند
و در گیسوانت لانه آغاز کنند
(پرویز بیگی حبیب آبادی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پرویز بیگی حبیب آبادی
پشت به افق می ایستی و
عکس هایت
سیاه می شود
چقدر گفتم برگرد
برنگشتی و
سایه ها
لحظه به لحظه بلندتر
(شهرام مقدسی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شهرام مقدسی
در همه ی دیدارها
حرف هایی بود
که جا گذاشته بودم
در خانه!
(فریبا عبدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فریبا عبدی
حتی پس از آن همه سیاه
صفحه ای را جا گذاشته ام
باور نمی کنم
سیب لبانت را
-برای همیشه-
از ما دریغ کرده باشی
(حمیدرضا شکارسری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, حمیدرضا شکارسری
می ترسم امشب به همراه خواب
پا به چشمم بگذاری و
غرق شوی
چندی ست زیر آب رفته
جزیره ای که مکان تو بود...
(شکرانه مرادی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شکرانه مرادی
ما
روی هیچ شاخه ای
عاشق نشدیم
باد
هرچه درخت می خواهد
زیر و رو کند
ردپایی از ما نیست
پشت هیچ
سیبی!
و اینها برگ برنده نیستند!
(محمد جواد سلطانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمد جواد سلطانی
دست هایم
پرده از وجودت کنار می زنند
در برهنگی دیگری می پوشانند تو را
تن های دیگری را در تنت باز می یابند
دست هایم
تن دیگری برایت می آفرینند.
(اوکتاویو پاز)
برچسبها: شعر جهان, اوکتاویو پاز
گردنم منتظر حلقه ی دستان تو بود
(بر سر چشمه ی خواب)،
لیک دیدم به دو چشم نگران
دست های تو گذشت،
همچو آبی که روان بود، به سوی دگران!
(اسماعیل شاهرودی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, اسماعیل شاهرودی
زیر بارانم
بی چتر
تنها بینی سرخم لو می دهد مرا
که باریده ام همراه ابرها
اما
...
تابلوی قشنگی شده ایم
من
باران
جاده
(شیوا فرازمند)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شیوا فرازمند
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان -دریا!- تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرها...د و کوهستان شنید
هی صدا در کوه هی «من عاشقت هستم» شکست
بعد تو آیینه های شعر سنگم می زدند
دل به هر آیینه، هر آیینه ای بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم... نمی دانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست
(زنده یاد نجمه زارع)
برچسبها: غزل معاصر, نجمه زارع
روح آدم برفی
داخل اطاق
قدم می زند
هنگامی که در خواب هایم
برف می بارد.
(محرم نجف پور)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محرم نجف پور
از سیاهی
تا سیاهی
چشمانم به نور عادت ندارند
چراغ قوه ی نصیحت هایت را
خاموش کن
شاید بر این پرده ی تاریک
فیلمی به نمایش درآمد
(ایمان مختار)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, ایمان مختار
سکوت سنگ چه زیباست زیر این نیلی
سکوت سنگ چه بشکوه، در هزاران سال
سکوت سنگ...
سکوت یعنی من
(سکوت سنگ)
کلام یعنی تو
و شعر یعنی کلام سنگ شده.
(منصور اوجی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, منصور اوجی
اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته باران ها را
تماشا کند
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدن توفان ها
رفته است
و اگر باز هم سماجت کرد
بگویید رفته است تا دیگر
بازنگردد
(بیژن جلالی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
براده ی واژه گان است شعرهای من
که به شوق تو لب هایم تراش می دهند
بر نگین سلیمان
(محمد شمس لنگرودی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمد شمس لنگرودی
باید می دانستم
سرانجام
تو را
از این جا خواهد برد
این جاده
که زیر پای تو نشسته بود.
(جلیل صفر بیگی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, جلیل صفر بیگی
تمام تفنگ های جهان
خاموش می شوند
وقتی تو می خندی
(کیوان مهرگان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
اینجا باد می وزد
اینجا باران می آید
خورشید را
به گردنت بیاویز!
ای آن که از آسمان ها می آیی!
(اوکتای رفعت)
ترجمه از رسول یونان
برچسبها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
انگار
هنوز
حرف تازه ای داری
کنار نیمکتی و
در نیمه های باد
وقتی که سخن می گویی
هیچ دریایی
از نگاه تو
باز نمی ماند
(محمود معتقدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
بچه که بودم
تو را
اندازه ی دست هایم دوست داشتم
بزرگ که شدم
دست هایم
کوچک شدند
(عاطفه معصومی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, عاطفه معصومی
بی عصای موسی
بی نفس عیسی
بی کتاب محمد
فقط با عشق
با عشق آمده ام!
(پوریا گل محمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پوریا گل محمدی
همچون پرستویی
در ابتدای سفر
نقطه ای شدی
در انتهای سطر
تا خاطرات فرتوت کوچه را
از متن سیم های موازی
پاک کنی
(مونا اکبریان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مونا اکبریان
بر لبان تو
گل ها به شکوفه درآمدند
درخت ها به بار
بر لبان من
همچنان
برف می بارد
(محرم نجف پور)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محرم نجف پور
درخت
بی رویاست
وقتی که قناری در قفس
و باد بی وطن می میرد
(کوروش همه خانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کوروش همه خانی
شب ها، پرنده هایش می روند
روزها، ستاره هایش
ببین، آسمان هم که باشی
باز تنهایی!
(رضا کاظمی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام
بس که خود را در دل آیینه غمگین دیده ام
مو سپیدم، مو سپیدم، مو سپیدم، مو سپید
گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام
آه یک چشمم زلیخا، آن یکی یعقوب شد
حال، یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟
آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند
یادم آمد، من تورا روز نخستین دیده ام
بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود
ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام
(سید حمیدرضا برقعی)
برچسبها: غزل معاصر, سید حمیدرضا برقعی
آرام از کوچه می آید
پنجره را باز می کند
و سرش را روی بالشم می گذارد
*
چه معشوقه ای می شد
این باد
اگر
هرجایی نبود
(رضوان ابوترابی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضوان ابوترابی
از صدای تو
به جمله ای دلخوشم
برای هزارمین بار
شماره ات را می گیرم
- لطفا پیغام بگذارید
(احسان پرسا)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
حالا که رفته ای
گریه نمی کنم
مباد
در اشک هایم تو باشی
و از چشمم بیفتی
(پوریا گل محمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پوریا گل محمدی
چگونه است
که گیسویی بلند را
در شعر می بوییم
و آرزویی را
در خواب
(شیدا نوذری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
چه کوتاه
زمستان که رفته ای
بهار که باز نمی آیی
(سیروس نوذری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سیروس نوذری
پرندگانی
باز می گردند
با عطر دوری
بر گل های زرد
می نشینند
و زاری می کنند
(مینا دستغیب)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مینا دستغیب
دلم باران می خواهد
و چتری خراب
و خیابانی که
هیچ گاه به خانه ی تو نرسد!
(رضا کاظمی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
آفتابگردان خانه مان
روزهای ابری هم
باز می شود
بانو!
نسبتی با آفتاب داری؟
(احسان پرسا)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
مسافر کناری ام که پیاده شد
پنجره ای گیرم آمد
باقی مسیر را گریستم.
(لیلا کردبچه)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, لیلا کردبچه
هر پنجره ای را که باز می کنم
پرندگان
خسته از راه می رسند!
(محمد جواد سلطانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمد جواد سلطانی
نه با زاییده شدن من
و نه با عبور ابرهای تیره از آسمانم
سرگردانی من
با نام تو آغاز شد
وقتی آن را
بر تنه ی درختی
کندم.
(کاظم واعظ زاده)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, کاظم واعظ زاده
برف میبارد
در تابستان برف میبارد
وقتی دندانهای تو میخندند!
(بكتاش آبتين)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
این موسیقی اسپانیایی
که فرودگاه را به گریه انداخته،
مرا به یاد تو می اندازد....
عزیزم!
هیچ پروازی
به خاطر دلتنگی مسافرش
لغو نمی شود.
(سارا خوشکام)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سارا خوشکام
شرح خود را پیدا کن
اگر میجوئی
باید که بنشینی
ای دیگر ای خجل
در تَرکِ اسم
در شکستن نام از نام
(یدالله رویایی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, یدالله رویایی
آن شب
که موریانه ها زبانم را خوردند
من
یک کتاب حرف داشتم
(فرخ مهر کیوان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
یک جفت بال خریده ام و
دوخته ام به دو سوی شانه هایم
آسمان به این کوتاهی!
چرا پرنده نباشم؟!
(جلیل صفر بیگی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, جلیل صفر بیگی
انگشتانت
بوی انار می دهند
بهشت را
دانه
دانه
بر لبانم بگذار
(فریده برازجانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فریده برازجانی
جیب هایت را پر کن
از سپیده و آفتاب
وقتی به دیدار کسی می روی
که در گودترین جای شب
به انتظار توست.
(رضا چایچی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا چایچی
(۱)
بر پیکر من تو را کفن ساخته اند
یا اینکه برای پر زدن ساخته اند
ای عشق! شبیه سایه با من هستی
انگار تو را برای من ساخته اند
(۲)
من کوهم و ماجرای عشقم کهن است
شاگرد دبستانی من کوهکن است
من سنگدلم یا تو؟ ببین ای دریا!
این رود که پیوسته به تو، اشک من است
(میلاد عرفان پور)
برچسبها: رباعی و دو بیتی, میلاد عرفان پور
مسافرخانه ای را
که در آن دراز می کشیدم و
به تو فکر می کردم
دیروز خرابش کردند
نمی دانم
چه بر سر رویاهایم آمده است!
(رسول یونان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
دریا دریا چشمان شرجی ات
میهمان ساحلم
تنها تویی
موج
روی شن هایی که همیشه
در انتظار نفس های
خیس توست!
(شیوا فرازمند)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شیوا فرازمند
از سبزی درخت
به آبی دریا می پرم
مثل پرستویی
نوک پایم
به ابر گیر می کند
سرم به ماهی.
(اوکتای رفعت)
ترجمه از رسول یونان
برچسبها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
و برگردم ببینم که
نیستم!
(ناهید سلطانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, ناهید سلطانی
ماه کولی
اگر من نباشم
تو سنگی پرت در آسمانی
فقط همین!
(رضا قنبری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا قنبری
قطاری که تو را برد،
چه چیزی را با خود بر میگرداند؟
تعادل دنیا گاهی فقط به مویی بند است.
لوکوموتیوران تو کاش این را می دانست!
(حافظ موسوی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, حافظ موسوي
در به در این کوچهها نشو
سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک
آشیانه ی کوچکی است که کلاغها
روی شانههای
بلندترین درختها میسازند
دور از تو دنیا را گشتهام
و به اندازه ی
تمام خانههایی که نداشتهام
در راه بودهام
پدرم اجاره نشین آب و خاک است
و مادرم طوفان میزاید
من اما
خیالهای شکسته ی خود را
به باد میسپارم
و در اقیانوسهای نا آرام شناورم
در به در این کوچهها نشو
سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک
سفرههای کوچکی است
که ماهیان در اعماق دریا پهن کرده اند.
(امین احراری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, امین احراری
... جهان دور قرنیه ی چشمهای تو میچرخد
و هیچ جنگی
جهانی تر از چشمهای تو نیست ...
(امین احراری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, امین احراری
چون مردم
در خلوت گور
افسوس!
با که بخوانم
شعرهای تازهام را؟
(آرش جواهری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, آرش جواهری
كاش مي شد
تمام شعرها را نوشت
مثلا اينكه
من به تو عادت كرده ام
و تو
هميشه دروغ مي گويي.
كاش مي شد
از رودخانه ها گذشت و
خيس نشد.
(رسول یونان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
به سوی هم گام بر می داریم
به یک زبان سخن می گوییم
اما به وسعت رویاهامان
تنها می مانیم.
(غلامعلی کریمی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
تو دست روی قلبت می گذاری
من درد می کشم
نبض دریا منظم نیست
دارد اتفاقی می افتد.
(مژده پاک سرشت)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
سایه ی پروانه
بر زخم پیچ دست هایم
خوابش برده
نکند کسی از کنار گل بگذرد.
(رضا چایچی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا چایچی
پروانه
رنگ بال هایش را از یاد برده است
پرنده
آوازش را به یاد نمی آورد
دعا کنید
سطرهای عاشقانه
از یادمان نرود
(حافظ موسوی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, حافظ موسوی
شعر و بوسه را که داشته باشی
مرگ چه دارد
که از تو بستاند؟
(یانیس ریتسوس)
ترجمه احمد پوری
برچسبها: شعر جهان, شعر یونان, یانیس ریتسوس
چه می کنی باد!
عطر موهاش را جای دیگری بپاش
این خانه
خودش ویران است!
(رضا کاظمی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
کمی تغییر کرده ام
برای شناختنم
عکسم را
مچاله کن!
(احسان پرسا)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
معشوق زیر باران می آید
مادر
زیر آفتاب
تو کیستی
که از جاده های مه زده می آیی؟
(کیوان مهرگان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
یک سفره نان گرم
یک دشت اشتها
گندم منم
چاک دلم در هوای توست!
(شیون فومنی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شیون فومنی
دستم را اگر نگرفته بودی
چگونه می آموختم
در غیبت خورشید هم
می شود خندید ؟!
صدایت که ببارد
یک قطره ماه هم
در کاسه ی آبم بیفتد
کافی ست :
من نور می شوم
(ماندانا زندیان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, ماندانا زندیان
اي كاش
انبوهي پرنده بودم
تا هر آن گاه كه آرامشم را بر مي آشوبند
همچون كلافي دود
به خود بپيچم و بر هوا شوم
و باز
بر درختي فرود آيم
در آرامشي ديگر
(مسعود احمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مسعود احمدی
ببارم
چتر مي گشايي
بوَزَم
پناهی می جويی
چه كنم
كه از باران و از نسيم
روي گرداني؟
(مسعود احمدي)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مسعود احمدی
سينه سرخ ي مي نشيند
به شاخه ي خشک خاري
مي خواند
مي خواند
مي خواند
شکوفه اي سرخ بر مي آيد
از چوب خشک
و برکه ي زلالي آن پايين
آراسته به بال و شکوفه
(منوچهر آتشي)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, منوچهر آتشی
من نوشتم سنگ
گنجشکی پرید
تا نماند هیچ گنجشکی به جا
کودک همسایه ی ما سال هاست
می نویسد سنگ، تا فرسنگ ها.
(منصور اوجی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, منصور اوجی
ما
بهخاطر هم زندگی کردیم
و بهخاطر هم
جدا شدیم
شبیه نامهای عاشقانه
که برای خواندهشدن
از پاکت خود دور میشود...
(بكتاش آبتين)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
سياه
مثل شعر سپيدي براي تو
سياه
مثل با تو گذشتن
از روزهاي سپيد
سياه بود
سياه مشقِ جريمه ی دل بود
با تو تجربه كردنِ عشق
(مهديه نظري)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مهدیه نظری
شعر كلام نيست
واژه نيست
ما خود را فريب ميدهيم
آن كه شعر را زندگي ميكند
شاعر است
چه بنويسد، چه ننويسد
(پونه ندايي)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پونه ندایی
دهانبهدهان میچرخد حرفهای من و تو
با دهان من حرف میزنی
این شعر را تو میگویی و من مینویسم!
(بكتاش آبتين)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
