باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ توسط حسرت باران |

 

به ما اجازه ندادند

که شعر عاشقانه بگوییم

به ما اجازه ندادند مهربان باشیم

میان میکده با گریه های پنهانی

شب مکررمان را به روز  آوردیم

و در پناه درختان  و در پناه سکوت

قدم زدیم در این جاده های  طولانی...

 

 

(اصغر واقدی)

#اصغر_واقدی

rain135@


برچسب‌ها: اصغر واقدی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر