گفتی صدایت ابری است
باران بارید
در تعبیرهای شاعرانه احتیاط کن
مثلا ممکن است بگویی
در چشم هایت دریاست
با حال و هوای این روزهای من
سیل راه بیافتد
(ساره دستاران)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, ساره دستاران
پرنده ی آواز خوان
از شاخه فرو افتاد در انبوه برف
کودک گنگ
پیشانی به شیشه داد و زار گریست
(مسعود احمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مسعود احمدی
حتی از آدمک برفی
شال و کلاهی برجا می ماند
و هویج کبودی بر چمن زرد
اما به یادگار از تو
نمانده در این خانه هیچ
جز سرمای قلب یخ زده ات.
(عباس صفاری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, عباس صفاری
بی تو
دنیا مثل شب خانه ای خالی ست
ترسناک و آزاردهنده
شیر آب
خوب بسته نشده
بر خواب هایم آب چکه می کند.
(رسول یونان)
ترجمه از آیدین روشن
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
1-
دلم برایت تنگ می شود
حتا وقتی روبه رویم نشسته ای
و نگاه تو دور می شود از مماس نگاهم
تا فنجان چای
قول بده
قول بده
تنها دست های من زیر سیگاری ات باشد
2-
روی
نگاهم
غلیظ
و
داغ
چه قهوه ای می ریزد چشم هایت
عرق می کند نگاهم و
مست می کنی
(لیلی گله داران)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, لیلی گله داران
رویایت را گم می کنی
وقتی سیب
می چرخد در آسمان و
گم می شود
در ازدحام هزار دست
که از پنجره می رویند
رویایت را گم می کنی
وقتی پرده می افتد
و آسمان تاریک می شود.
رویای گم شده ات را
نه در روزنامه ها می یابی
و نه در کتابخانه های جهان.
رویایت را نمی یابی و
یک شب
در ازدحام هزار دست گم می شوی.
گم می شوی.
(هیوا مسیح)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, هیوا مسیح
کلید این خیابان
کلید این کوچه
کلید این خانه
همه
در جیب بارانی ات بود
باران نیامد
کلیدها را پیدا نکردیم
(مهدی اشرفی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی اشرفی
تو نیستی
پنجره ی اتاق
درختان حیاط
حتی گل های قالی گواهی می دهند
جای تو اینجا خالی ست
تو با آن چشم های کشیده
باید خواهر دریا باشی
که آب ها طغیان کرده اند
تا زانویت بالا بیایند
بالا می آیند
و تو می فهمی
اینجای دنیا کسی هست
که برای آمدنت
روزها را یکی در میان می شمارد
(علیرضا نوری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, علیرضا نوری
فنجان قهوه ای چشم های تو و
این ماه نیمه کاره و
موج های چسبیده بر جداره ی فنجان
نمی دانم این خط را بگیرم
به مداد چشم های تو می رسم یا
به آینه ی شکسته ای که خورشید
در آن برق می زند
(بكتاش آبتين)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
پیاز را من رنده می کنم
که چشمه ی اشکمم خشک نشود
سیب زمینی ها را تو پوست بکن
که شعبده می کنی با پوست.
به نصرت علی خان قوال هم مجال بده
پنجره ای به قونیه برایمان باز کند
آراسته به نرگس های خمار چشم و
چند کبوتر نامه بر.
از master card
یا اداره ی مالیات بر درآمدی که ندارم
اگر زنگ زدند
بگو رفته است کشمیر
گوی چوگان گمشده ی اورنگ زیب را پیدا کند
و معلوم نیست کی بر می گردد
نخند عزیزم!
سوء تفاهم فرهنگی
سریع تر از وعده ی پوچ
دست به سر می کند مزاحم را.
فعلن تا این برنج کهنه ی هندی قد بکشد
از کهنه ترین شرابمان که چهارساله است و
یادگار قرن ماضی
دو گیلاس لب به لب
بگذار کنار دستمان.
شراب خوب هر جرعه اش
برای از یاد بردن یک قرن کافی است
جرعه جرعه
آنقدر می توانیم عقب برویم
که بعد از شام
سر از نخلستان های مهتابی بین النهرین در آوریم
و حوالی نیمه شب
از بدویتی برهنه و بی مرز.
(عباس صفاری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, عباس صفاری
درون رود
مرغابی به خواب است.
چه غم دارد
پر پرواز با اوست.
(سیروس نیرو)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سیروس نیرو
گام هایت را با من یکی کن!
بر زمین تلخ
هیچ چیز نمی روید
و آنچه که ما را به هم می رساند
تنهایی است...
دست هایم منتظرند
صدایم کن
صدایم کن
آواز موج ها را
در دهانت می ریزم
گام هایت را با من یکی کن
بر زمین تلخ
(مهدی اخوان لنگرودی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, مهدی اخوان لنگرودی
وضعیت خوبی ندارم
مرا ببخش!
دستم از اشیاء رد می شود
رد می شود از تلفن
فراموشت نکرده ام
فقط کمی...
کمی مرده ام.
(رسول یونان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
من به انتظار رسیدن تو
ولی ما، هیچ وقت به هم نمی رسیم
همیشه دستی هست که پیش از رسیدن مان
ما را نرسیده و کال بچیند!
(رضا کاظمی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
سر تو
لابه لای پرده ها بود
و نگاه من
در پنجره ها
آن روزها کجا رفتند!؟
(اوکتای رفعت)
ترجمه از رسول یونان
برچسبها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
آن دم
که دریا و آسمان
گم شود
پرواز خواهم آموخت
پیش از آنکه چشمان تو
دوباره باز شود
(کیکاووس یاکیده)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
به پرندگانی که زبان مرا می فهمند بگو
پرواز کنند،
بگو
من خواستم از بندِ پایانی این شعر بپرم
اما
بال نداشتم...
(کامران رسول زاده)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کامران رسول زاده
باد بازیگوش
بادبادک را
بادبادک
دست کودک را
هر طرف می برد
کودکی هایم
با نخی نازک به دست باد
آویزان!
(قیصر امین پور)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, قیصر امین پور
خانه ام
بوی تنهایی می دهد
نام تو را
در گلدان اتاقم می کارم
(دانیال رحمانیان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دانیال رحمانیان
با هم در قهوه خانه بودیم
و من در فنجان قهوه می نوشیدم:
نگاه ها و لطافت هایت را
آنگاه که زن فالگیر آمد و کف دست مرا گرفت
تا طالعم را بخواند
و من به او گفتم:
طالعم را بخواند:
اما در کف دست تو!
(غادة السمان)
برچسبها: شعر جهان, شعر عرب, غادة السمان
پرنده
نیستم
اما از قفس بدم میآید.
دلم میخواهد آفتاب که سر میزند
پرندگان همه از شادی بال در بیاورند
و مرا هم که خواب صبحگاهیام بیشک
در بسته و تکراری است بیدار کنند.
پرندهی قفس نشین نه با طلوع آفتاب
شاد میشود و نه از غروب آن دلگیر.
(عباس صفاری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, عباس صفاری
ابرها
نامههای مچاله ی منند
که بغض هایم را
در آنها می نویسم
و به دست باد می سپارم
تا برایت بخواندش
(روجا چمنکار)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, روجا چمنکار
تنها بودم
اما بودا نبودم
و نیلوفری ارغوانی
در سینه ی بلورینم نمی تپید.
در هر زندان دنیا
زندانی ی فراموش شده ای
و در هر گورستان جهان
عزیزِ به خاک سپرده ای داشتم
و تنها بودم
مثل ماه
که کوتاه تر از تنهایی من
دیواری نیافته بود.
(عباس صفاری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, عباس صفاری
دریا با این همه آب
رودخانه با این همه آب
تنگ بلور حتی با این همه آب
رخصت نمی دهد این همه آب
تا بنگریم که ماهی ها چگونه می گریند
(بیژن نجدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن نجدی
وقتی از سرودن باز ایستم
وقتی که سیاهی
از روزن بام
بر جان روشن چیره شود
برای آنچه زندگی ام بود
تنها
فریادی خواهم شد.
(جواد مجابی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, جواد مجابی
روزها می گذرند
از میان شب ها
مثل انگشتان روشن تو
از لابلای گیسوانت
(رسول یونان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
هزار سطر نوشتم و خط زدم
بی گمان این ها را هم خط خواهم زد
بی فایده ست
حتا به کلمات نمی توان اعتماد کرد
کلماتی که دوست شان می داری
خسته شدم
خودتان خط بزنید
(شهاب مقربین)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شهاب مقربین
آرام بگير كرم ابريشم
آنسوي پيله ات
پروانه ها خسته اند از پريدن...
(زهرا جهدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دیگران
وقتی تو را دوست می دارم
بارانی سبز می بارم
بارانی آبی
بارانی سرخ
بارانی از همه رنگ
از مژگانم گندم می روید
انگور
انجیر
ریحان و لیمو
وقتی تو را دوست می دارم
ماه از من طلوع می کند
و تابستانی زاده می شود
و چشمه ها سر شار می شوند
وقتی به قهوه خانه می روم
دوستانم
گمان می کنند که بوستانم
(نزار قبانی)
برچسبها: شعر جهان, شعر عرب, نزار قباني
میان من و تو
بیست سال فاصله
اما زمانی که لب های تو
بر لبانم ارام می گیرند
سال ها فرو می ریزند
وشیشه ی یک عمر می شکند
(نزار قبانی)
برچسبها: شعر جهان, شعر عرب, نزار قباني
در هر لحظه
هزار هزار گونه رنگ
برآمیزد
تا هزار هزار عاشق دل سوخته را
گرد از جان و دل برانگیزد
عاشقی باید
تا سخن عاشقان تواند شنود.
فارغان را
از این حدیث چه خبر؟
(عین القضات همدانی)
بر خاک من
گلی می گذارید
خوشا که من نیستم
و فقط گلی هست
که دست شما
بر خاک می نهد
(بیژن جلالی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
در تمام ایستگاه ها
تو ایستاده ای و
دست تکان می دهی
من سراسیمه
پیاده می شوم
در تمام ایستگاه ها
تو رفته ای اما
(شهاب مقربین)
راستی رفتی؟ باور نمی کنم تا زنده ام اما... بگذار باران ببارد. بگذار شعری بنویسم برای تو
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شهاب مقربین
پرم از نگفته ها
شاید همین روزها
باران شوم
خاک شوم
درخت شوم
شکوفه دهم بر بازویت.
(پونه ندایی)
راستی می دانستی نه فکر نمی کنم...
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پونه ندایی
نبودن تو
فقط نبودن تو نیست
نبودن خیلی چیزهاست
کلاه روی سرمان نمی ایستد
شعر نمی چسبد
پول در جیبمان دوام نمی آورد
نمک از نان رفته
خنکی از آب
ما بی تو فقیر شده ایم!
(رسول یونان)
عیبی نداره مهربان تو خوش باش...
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
می خواستم پرنده باشی
پر بکشی و
هرگز برنگردی
حالا
سال هاست در من لانه کرده ای
شاخه هایم را شکسته ای
هر شب
خواب هایم را ریخت و پاش می کنی و
هر روز
نوک می زنی به زندگی ام.
(روجا چمنکار)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, روجا چمنکار
ای کاش حواست نباشد
از خانه بیرون بزنی
من به کوچه بیایم و
به باران فکر کنم
و تو روزنامه ات را
روی سرت بگیری
من تمام کوچه را بدوم
و کمی چتر
تعارفت کنم
حتما مسیرمان یکی ست
حالا که مقصد تویی!
(سمانه سوادی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سمانه سوادی
این روزها
بیشتر از همیشه
شعر می خوانم
باید مطمئن شوم
قبل از من
تو را
نسروده باشند
(سمانه سوادی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سمانه سوادی
آب از سرم گذشته
فریاد میزنم:
دوستت دارم
و تو
آرام و خونسرد
به ترکیدن حباب ها
لبخند می زنی
(سمانه سوادی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سمانه سوادی
دو جاده ی بی حوصله
کنارم می رسند می گذرند
کهکشانی از غبار
اتوبوس ها
بی حرکت
ادامه ی جریانی که
خطوط مایل درها را در آینه می تکاند
بی آنکه چیزی بجنبد
بی نجوایی غریب
یا ناله ی کشدار گربه
در فاصله ی پنجره و صندلی راحتی
دو جاده
پهن و گشوده
از دو سو می گذرند
و ابری سیال و کند
پرسه می زند
حوالی پیاده روی خیس.
(روشنک بی گناه)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, روشنک بی گناه
عاشق می روم تا نرسم
نه به رویایی که نیست
و نه به دریاها و آسمان
به تو
که به پیشواز من آمده ای
و بهار دل ها و چشمه های دانش
در دست توست.
شعاعی تاریکی ها را می شکافد
و من می رسم
به آن چه نمی رسم
به تو...
(پژک صفری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, پژک صفری
از خودم خط کشیده ام تا تو
قطره، من. رود، راه. دریا، تو
دست هایم دو جاده از خاک اند
از زمین با دعا به بالا، تو
از تو دورم که اندکم، اما
با تو بسیار می شوم، با تو
من؛ کلافی همیشه سر در گم
پاسخ این همه معما؛ تو
رو به هر سو که می کنم هستی
بین هر ازدحام، تنها تو
هر چه بی راهه رفته، برگشتم
از «همیشه خودم»، به «حالا تو»
نام تو بر دل و لبم جاری
ذکر من «لا اله الا» تو
(فریبا یوسفی)
برچسبها: غزل معاصر, فریبا یوسفی
پاره خط هايي سياه
و چلواري سفيد بر خاطره ها!
مهر باطل بر شناسنامه اي خلوت
كوچه را شلوغ مي كند!
(بکتاش آبتین)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
در همین شعر
و لابه لای همین سطرها
زنی پنهان است
که شعرهای نانوشته ام را
در کف دستش نوشته است
و با مشت های بسته
با من
گل یا پوچ بازی می کند.
(واهه آرمن)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, واهه آرمن
سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمد
فقط همین را می داند
چگونه
وقتی تو می آیی
زیباترم کند.
(الهام اسلامی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, الهام اسلامی
گاهی می خندم
گاهی گریه می کنم
گریه اما بیشتر اتفاق می افتد
به هر حال آدم
یکی از لباس هایش را بیشتر دوست دارد
(زنده یاد الهام اسلامی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, الهام اسلامی
ماه آمد و دندانه ها را شمرد
و عكس ها را در آيينه رؤيت كرد
پرسيد ما به كجا رفته ايم
در ميان اين شنزار
در اين غبار
با ماه بگو تا باز آيد
وانگه ما را بنگرد
كه يا سنگي هستيم
يا كبوتري.
(محمد باقر کلاهی اهری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, محمد باقر کلاهی اهری
عاشقان گياهانند
كه ريشه هايشان فرو رفته است
در كف دست من
در استخوان كتف تو
در جمجمه شكسته من
و اين خاطرات من و توست
كه توت مي شود يك روز
انار مي شود گاهي
كه ديروز انگور شده بود
كه فردا زيتون و تلخ.
(بیژن نجدی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, بیژن نجدی
همین بماند از ما
که زنهارمان می دهد
از شاخه های انبوه و
از نیم سوز بارانی
همین بماند از ما
که کودکانی بودیم
به دست باران ها
همین بماندها
(هرمز علیپور)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, هرمز علیپور
شب لب محبوب من کلامی شد در عشق
بر لب محبوب من چراغی روشن بود
با لب محبوب او سحر را خواندم
در شب چشمانش
آفتاب
برآمد
شب همه شب آفتاب در بر من بود
(جواد مجابی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, جواد مجابی
بیا حرف تازه ای بزنیم
فکر تازه ای بکنیم
راه تازه ای برویم
شاید دوباره اتفاق بیفتیم برای هم.
(پوران کاوه)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پوران کاوه
می گویند عمر من و تو
در محاسبات نجومی
در حد پلک زدن یک ستاره هم نیست
من اما حاضرم
زیر تک درختی
پرت افتاده تر از تنهائی آدم
در پرتو حسن تو بنشینم
و صد سالی یکبار
پلک بزنم
(عباس صفاری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, عباس صفاری
من و تو که بمیریم
معلوم نیست
سرنوشت زمین چه خواهد شد
من و تو که بمیریم
کتابهای منتظر شعر
خالی از اسم خواهد ماند
من و تو که بمیریم
معلوم نیست
جراحت سالیان غرقه در اشک را
چه کسی
به ساکتی سنگ تحمل خواهد کرد
من و تو دریغا!
امروز جمعیت خاطر شعریم
اگر که بمیریم
کتابهای منتظر چاپ
خالی از اسم خواهند ماند
(بیژن کلکی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, بیژن کلکی
گفتم اگر بیایی
خوابم را با تو قسمت می کنم
نیامدی و دیگر خواب هم نمی بینم
(محمود فلکی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمود فلکی
دشوار نیست چندان
چیدن گلی و زمزمه ای با آن
و جستجوی صورت فلکی را
در گوشه و کنار شب
تنها همین که بدانی
در گوشه ای از کائنات
روزگاری جوان بوده ای
بوی هزار زلف جوان
در تو جوانه می بندد
دشوار نیست
اندوه اگر چه همیشه هست
(اورنگ خضرایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
شعر از سکوت تو آغاز می شود
با واژه های شبانه
در لحظه ی عظیم، مردان عشق
در آذرخش خون، تطهیر می شوند
و هر نعره ای نماز بلندی ست
تا آفتاب و ماه بتابد.
ای ابر مهربان پر از بارش
ما را گذر ده از پل رنگین کمان
و زنگار را بشوی
عشق از طلوع تو آغاز می شود.
(اورنگ خضرایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
وقتی مجال و حال
برای نوشتن یک شعر تازه نیست
جایی برای تماشای عشق
هست
با واژه ها که در دهان تو می چرخند
لبریز بی نیازی ام از دفتر و قلم...
پلکی دگر بزن
شعری در انتظار دهان توست...
(اورنگ خظرایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
من
ماه را
در جستجوی تو
شب ها شناختم.
گاهی که در برابر اندوه یک سکوت
خم می شوم به سوی تماشای لحظه ها
بانگ هزار کبک سحر در خرام توست.
در بیشه زارهای فلق
گرگی عاشقم.
(اورنگ خضرایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
از موج هاي عاصي آورده كف به لب
وز تكمه هاي خردِ صدف بر كناره ها
پيداست:
دريا دريده پيرهنش را
انبوه موج ها
پيوسته مي خروشد و مي آيد
گويي ميان سينة دريا
خشم هزار سالة تاريخ است
از سيم خاردار چه خيزد؟
از پرده و حصار چه خيزد؟
(رضا افضلی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, رضا افضلی
بلکه دعای همین چند چراغ ناامید
آوازی تازه از ترانه های تو باز آورد
ورنه با هق هق بسیار این بی امان
هیچ ستاره ای از سفرهای دور دریا
به آسمان بر نمی گردد.
دارم خودم را تکرار می کنم
اصلا بیا معامله را تمام کن!
چقدر باید ببوسم ات
تا کتاب این همه گریه بسته شود؟
تا هق هق این همه آدمی... تمام!؟
(سید علی صالحی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, سید علی صالحی
این بزرگراه
تا انتهای جهان دور برگردان ندارد
و تمام خروجیهایش
به دو راهی چشمهای تو میرسند
که بمانم و
دوستت بدارم
یا برگردم و
دوستت بدارم...
(راضیه بهرامی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, راضیه بهرامی
عشق با سه حرف
- تنها با سه حرف ساده-
تمام دنیا را گرفت
اما ما
با این همه حرف
دل خودمان را هم به دست نیاوردیم
(پوریا گل محمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پوریا گل محمدی
پایم را روی مین گذاشته ام
اگر تکان بخورم مرده ام
باید
همین جا که هستم
بمانم تا آخر دنیا.
درست
وضعیت سرباز جنگی را دارم
کنار تو و زیبایی ات.
(رسول یونان)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
رد دست هایت
روی فنجان جا مانده است
جای یک بوسه
روی لب های من خالی
(کیوان مهرگان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, کیوان مهرگان
بیا دوباره به چشمان هم نگاه کنیم
بیا دوباره در اینباره اشتباه کنیم
من و توایم که تنها گناهمان عشق است
عجب گناه قشنگی، بیا گناه کنیم
تمام دفترمان را غزل غزل با عشق
کنار نامه ی اعمالمان سیاه کنیم
من و تویی که چنان مثل شیشه شفافیم
که روشن است اگر توی سینه آه کنیم
عزیز من! به زمین و زمانه مدیونیم
اگر که لحظه ای از عمر را تباه کنیم
بیار سفره ی لبخند و بوسه ات را تا
بساط یک غزل تازه روبه راه کنیم
برای رویش یک شعر عاشقانه ی محض
بیا دوباره به چشمان هم نگاه کنیم
(امید نقوی)
برچسبها: غزل معاصر, دیگران
از این که خسته ام راه نمی روم
از اینکه راه نمی روم،خسته ام
خسته ام
و زمان درازی
صحنه ی جنایت را بازسازی کرده ام...
(مه ناز یوسفی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مه ناز یوسفی
آخرین قایم باشکی که یادم می آید
خودم را
در تو قایم کردم
خودم را
در تو گم کردم
خودم را...
آهای غریبه!
کودکی های مرا
ندیده ای؟!
(فاطمه صمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فاطمه صمدی
امشب
به خاطر ماه بیدار میمانم
فردا
آفتاب را از دست خواهم داد.
(مجید تیموری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مجید تیموری
نبودی
نوشتم ات
به وجود آمدی
علاقه مند به تو شدم
غیب ات زد
گفتم چیزی بنویسم از دلتنگی هایم.
(صمد تیمورلو)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, صمد تیمورلو
محال است سایهام جدا شود
از دیواری که روی آن افتاده
من میروم
او میماند
(زنده یاد صمد تیمورلو)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, صمد تیمورلو
چسبیده به کودک
ول نمی کند او را
نیاز به نوازش دارد
عروسک
(صمد تیمورلو)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, صمد تیمورلو
درخت را که قطع کردند
به جایش ایستادم در کوچه
آب را از ریشههایش گرفتم
کشیدم بالا تا نوک فکرهایم
نوک برگهایی سبز
که روی دستهایم ساختهام
برای کلاغی که در ضمیر ناخودآگاه است
نمرده است
در حافظهی فراموش شدهی کوچه
غارغار میکند
برای درختی که انسان است
میاندیشد به کوچه و آدمهایش
(صمد تیمورلو)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, صمد تیمورلو
به دیدارت می آیم
و
برجی از خون
نمی گذارد تو را ببینم
زبان سبز من
پاییز می شود
و همه ی پرندگان
از خانه ام کوچ می کنند!
(مهدی اخوان لنگرودی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی اخوان لنگرودی
به مادرانمان بگو
آن عکس دستهجمعی
تکه تکه شد
و هریک به یک طرف افتادیم
به مادرانمان بگو
آسمان سرزمین جدیدی است
برای آرزوهایی که با باد رفت
(بهزاد عبدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بهزاد عبدی
دیدی آن مرد آمد
آن مرد در باران آمد
و مرا با خود برد؟
شنیدی دو دست، شاخه بود و صدا میزد:
مشیانه!.....مشیانه!؟
دیدی چطور از آبادی گذشتیم و
در مغاک، خاک شدیم
و از تکاپوی گیاه افتادیم
و ساقه ریواس در گلویمان پژمرد؟
هنوز چراغ شکستهام را میگیرانم
و در مسیر بادها میایستم
کسی مرا به نام بخواند
کسی مرا به نام بخواند.
(نرگس باقری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, نرگس باقری
صدایت
ابری است قرمز
در حاشیهی درختان سبز
چشمهایت اما
اولین پرتوهای نوری که پس از کسوف
بیرون میزنند
به شگفت آمدهام
از غنجی که در دلم
سوت قطارهای جهانگرد میکشد
و شبهایی که در داستان تو شاهزاده میشوم
(رویا پویا)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, رویا پویا
حر ف ها
به سنگ می خورد وُ به سر برمی گردد
و ما
در کوتاهی خود
کوه می شویم
(فرزین هومان فر)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فرزین هومان فر
آسمان سیاه
پرده ای به روی ماه
این همه کلاغ از کجا رسیده اند؟
بر سپیده
آه!
(منصور اوجی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, منصور اوجی
گفتم داستان را دیگری بنویسد
من از آسمان بلندتر نمی دانم
من از سقف درختان بلندتر نخواهم نوشت
داستان را دیگری بنویسد
با طالعی که منجم می بیند
(نازنین نظام شهیدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, نازنین نظام شهیدی
پر هایهو
به جایی پر می کشند
خیل پرندگان هراسان.
بر شاخه ها سپیده و شبنم
نشسته است
و این صدا
باید صدای برگی باشد
بر پله های سنگی ایوان.
(ضیاء موحد)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, ضیاء موحد
زيبايي به چهره ما بر نميگردد
تمام نميشود، تكرار ميشود:
خورشيد را هر روز
زودتر از ديگران ديدار ميكنيم
و ماه هر شب
چراغ خوابهاي دو نفرهمان
پس زيبايي حقيقت دارد
(فرياد شيري)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فریاد شیری
باید حتما صادقانه دروغ بگویم
چند بام آن طرف تر
ماه را بر بند پهن کرده ام
نگران پلنگی هستم
که از ناخن هایش رویای ماه می چکد
(بكتاش آبتين)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بکتاش آبتین
بوسه هایی که دیشب تو به من دادی
در زمین کاشتم
درختی تناور سبز شد
تا قله ی آن بالا می روم
به جایی می رسم که نه تو می دانی
و نه من
(فریدون فریاد)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فریدون فریاد
درخت ها در آسمان
خورشید در زمین
مشق شعر می کنم
(فریدون فریاد)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فریدون فریاد
حفره ها را می پوشانم
با ماه
با شعر
یا با بوسه های تو.
(فریدون فریاد)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, فریدون فریاد
دست هایت
آشیانه ی پرنده ای ست
که بر پرده ی اتاق
داغ انداخته است
(سمیه طوسی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سمیه طوسی
جا نمی شوند
اشک های نشسته ی من
دست به دامن باران می شوم
(مارال عباسی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مارال عباسی
می بینم کلمه شده ام
و آرام گام بر می دارم
و چون پرنده ای
بال های خود را می تکانم
زیر باران کلمات
(بیژن جلالی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
دل ما که شکست
شعری بیرون می آید
چون اشک یا چون نسیم
دل ما که شکست
جهان جام تازه ای
برای خود می یابد
(بیژن جلالی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
عقربه ها بر نمی گردند
تو برگرد
عقربه ها پیش می روند
تو پیش من بمان
(پرویز بیگی حبیب آبادی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پرویز بیگی حبیب آبادی
می نویسم آسمان
ستاره ندارد
می نویسم زمین
دریا ندارد
می ترسم نامت را بنویسم!
(پوریا گل محمدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, پوریا گل محمدی
دارم به یادت
می آورم
این رویای دیگری ست
که مرا
به چشم های سبز تو
می کشاند
چیزی بگو!
(محمود معتقدی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
عینک آفتابی ات را بردار
اینجا
همیشه
هوا برای تو ابری ست
(مونا اکبریان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, مونا اکبریان
نـامم را
نمی برند
حرفم را
نمی زنند
با این همه
رؤیاهـا یم را
پای می کوبند...
(سعید مهیمنی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سعید مهیمنی
از کدام سرزمینی
که باران
آرزویت نیست
من نمی را
شکوفا می شوم.
(سعید مهیمنی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سعید مهیمنی
گفت وگوی ما را
باد هم شنیده
بیهوده نیست توفان
غوغا به دشت گشوده
و اقیانوس
دریا، دریا موج
به ساحل افکنده
بیابان را بنگر بنگر و بشنو
سمتِ نمی دانم ها
از کجا تا کجا
پای افشانده
گفت وگوی ما را
فقط تو نشنیدی...
(سعید مهیمنی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, سعید مهیمنی
