نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
وقتی مجال و حال
برای نوشتن یک شعر تازه نیست
جایی برای تماشای عشق
هست
با واژه ها که در دهان تو می چرخند
لبریز بی نیازی ام از دفتر و قلم...
پلکی دگر بزن
شعری در انتظار دهان توست...
(اورنگ خظرایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
