نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
او آن یگانه را
من از نگاه پنجره پرسیدم.
و جام شیشه
با انتظار این تمامت استادن
از او شتاب آمدن و رفتن را پاسخ گفت
اما مجاب سینه نشد آن حرف...
#اسماعیل_شاهرودی
@rain135
برچسبها: اسماعیل شاهرودی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
با غریو چشم تو
ستاره های کور سو
سویشان زجلوه می رود...
چشم و چار تو
در هوای جستجوی رونق ستاره نیست...
#اسماعیل_شاهرودی
@rain135
برچسبها: اسماعیل شاهرودی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
تو سراسر پاکی را
از دست های خود
جاری کن
تا اندیشه ی کهکشان
بی غبار شود
و شب
به ستاره
سلام گوید.
#اسماعیل_شاهرودی
برچسبها: اسماعیل شاهرودی
