باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دیگر

از هر صفت بهراسید

صفت ها بودند

که شما را

به انزوا و عزلت

بردند

هر وقت

به آسمان

صفت آبی

دادید

آسمان ابری شد

و باران بارید

هر وقت به زنان

صفت الماس

دادید

زنان در دریا

گم شدند

هر وقت

به مسافران

صفت دلتنگی

دادید

مسافران در جاده های مه آلود

گم شدند

هر وقت

به عروسان

صفت نسیم و شبنم

دادید

باد

عروسان را به دریا برد.

(احمدرضا احمدی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, احمدرضا احمدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زیر این آسمان ابری

به معنای نامش فکر می کند

گل آفتابگردان.

(گروس عبدالملکیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, گروس عبدالملکیان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شعرم

همهمه ی پنهان توست

گل شب بوی من!

می خواهم تو را

در عبور عطر شبانه ام بشناسند.

(محمد شمس لنگرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد شمس لنگرودی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گر این گونه می خواهی آزارم دهی

برای خرده نانی

عریانم کن

تا میان برف

با پرندگان گرسنه بمیرم.

(رضا چایچی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا چایچی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

اینجا روزی یک بار

بهار می شود

از ابر چشمانم بپرس!

(فریبا عبدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فریبا عبدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

خیال بافته بودم که

می آیی

و شال گردنی تنها

زمستان ها را می شمارد

(فریبا عبدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فریبا عبدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای تو چشم هایم را خاک کردم

صدف شدند

صدف هایم را در آب ریختم

مروارید شدند

مرواریدهایم را به باد دادم

پرنده شدند

پرنده هایم را آتش زدم

خدا شدند

و خدایم

در چشم هایت

خاکستر.

(لیلا فرجامی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, لیلا فرجامی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شعر بیاید

تو هم خواهی آمد

دست هایت را بالا ببر

دعا کن زودتر شاعر شوم

(محرم نجف پور)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محرم نجف پور
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشی

احساس تو کافی ست، چه متن و چه حواشی

از خویش گذشتم، ببرم خاک کن اما

شعرم چه؟ نه! بی ذوق مبادا شده باشی

می خواستم از تو بنویسم که مدادم

خندید: چه مانده است مرا تا بتراشی

مجموعه ی آماده ی نشرم، خبر بد

یک خالی پر، خط به خط اش روح خراشی

شصت و سه غزل له شده در زلزله ی من

شصت و سه نفس، شصت و سه حس متلاشی

نفرین نه، سوال است: چه گونه دلت آمد

بارانم! اسیدانه به من زخم بپاشی؟

(محمد علی بهمنی)


برچسب‌ها: غزل معاصر, محمد علی بهمنی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای دوست داشتن

چرا باید به عقب

 بر گردیم

برای دوست داشتن

چرا باید بمیریم

(بیژن جلالی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می بوسی مرا

                    بی تاب می شوم

می بو سی ام

                    از شرم آب می شوم

می بوسمت

                 در رویایت به خواب می شوم.

(جواد مجابی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جواد مجابی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تماشا را

ایستاده ای

بر لبه ی پرتگاه دنیا

و دنیا

میل رقص دارد

(جواد مجابی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جواد مجابی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من با اندوه سپید خیابان

غمگین ترین سپیدهایم را خواندم

و ماندم

تو اما رفتی

در جستجوی جهان

بهار را خواندم

باران را بوییدم

بهار بارید

و سالی در تقویم خشکید

پایان عمری که با تو گذشت

(شهاب لواسانی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهاب لواسانی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

های بانو

شوخی نکن

چشم خسته، بسته می شود

قلب خسته

می ایستد

(کیکاووس یاکیده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برگشتم و زیر بغلم یک دل تنگ

یک دست تو بر دو چشم و آن یک به تفنگ

یک لحظه تامل کن، یک لحظه فقط

بگذار بگویم که تو را میخوا...

بنگ!

(اميد بيگدلي)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, امید بیگدلی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زمین تکرار خواهد شد٬ به رنگ مرگ ماهی ها

و جنگل ها دوباره رنگ می گیرند همرنگ سیاهی ها

 

دوباره عشق پر تیراژ٬ اما بی رمق٬ هر روز

به جنجال و هوس سر می کشد از بی پناهی ها

 

فراوان در مسیر رود آهو صید خواهد شد

و می میرند در تکرار آدم ها ٬ چکاوک ها و چاهی ها

 

صدای باغ در بهت زمان گم می شود هر روز٬ اما بعد...

پرستو ها که غمگین اند در تکرار تابوت و تباهی ها...

 

...زمین٬ این عمق تکراری٬ دوباره پر غم و وحشت

دوباره درد٬ باران٬ درد٬ و مرگ گوش ماهی ها  

(نسیبه عابدی تهرانی)

 


برچسب‌ها: غزل معاصر
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

انتظار تو را می کشم

ای نیامده

که هرگز نخواهی آمد

و من همچنان چشم به راه تو هستم

ای ناشناخته

تو را هرگز نخواهم دید

(بیژن جلالی)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ای کاش

نمی خندیدی

و آتش عشق

هرگز روشن نمی شد

پیراهن مان سوخت

به شهر که آمدیم

به عریانی مان خندیدند.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

با خیال این که

می خندی مرا

سوار اسب چوبی خاطره ها

اگرچه

هیچ بلد نیستم بچگی کنم

فرقی نمی کند

وقتی که می خندی

تمام دنیا

در دست های من

جا می شود.

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شیوا فرازمند
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بوی رفتن می دهی.

در را باز می گذارم

وقتی برو

که گنجشک ها و ستاره ها

خوابند...

(کیکاووس یاکیده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کیکاووس یاکیده
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

طوفان شده

تاریک شده

سرد است

یکسر دویده ام

پابرهنه بی چتر و بارانی.

باز کن در را!

این در را که من

                      گریه کنان بر آن می کوبم...

(سیما یاری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, سیما یاری
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سرد است هوا

پنجره را ببند

خودم برایت می بارم

(رضا کاظمی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا کاظمی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای من یک چوب گلف لازم است

تا ستاره ها را

یکی یکی به گودال بیاندازم

عشق تو

مرا به پرواز در آورده است

حالا من در آسمان هایم

و می خواهم گلف بازی کنم!

(رسول یونان)

ترجمه از آیدین روشن


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دلم می خواهد شعری بنویسم

هنگام که خفته ام

                      در تابوت

و من دوباره زاده خواهم شد.

(بیژن نجدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن نجدی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دیدارت

بهار و باران بود

باران، اشک من

بهاران، دل تو

دیدارت

باغ کودکی مان بود

خاک تلخ، بی قراری هایم

جوانه ی سبز

لبخند تو

دیدارت را

در خواب دیده ام

بی باورم هنوز

(مینا دست غیب) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, مینا دست غیب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تنها برابر دریا.

موجی برایم

بطری در بسته ای آورد

بازش می کنم: بوسه های تو.

(فریدون فریاد)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فریدون فریاد
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ماه

برکه ای ست

در آسمان

که عکس تو

در آن افتاده

(احسان پرسا)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تنها آینه ها ترک برنمی دارند

با لبان من

کویر

همه جا

اتفاق می افتد

(محمد جواد سلطانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد جواد سلطانی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تمامی مردم

              نام عزیزشان را بر درخت حک می کنند

نازنینم

نام تو را بر استخوان تنم خواهم کوفت...

(نوزاد رفعت)

ترجمه از آرش سنجابی


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر کرد, نوزاد رفعت
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شاعری در خواب، بوسه ای بر لبانت می گذارد

شاعری در خواب

                     تو را می رباید

آن شاعر تنها منم

                     که در خواب کنار توام!

(لطیف هلمت)

ترجمه از آرش سنجابی


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر کرد, لطیف هلمت
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سالی که در تقویم خشکید

ابتدای بنفشه هایی بود

که بر میز روییدند

کنار صندلی خالی

تنهایی ما

سکوت ساقه هایی ست

که در لیوان سرگردانند

در تنهایی من شهری جا مانده است

شهری در برف

با ردپایی که جهان را می گذرد

(شهاب لواسانی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهاب لواسانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای نوشیدن یک فنجان چای

از پاییز

از خیابان های پر برگ

از کوچه های تنگ و تاریک

از میدان های پرهیاهو

از پله های نمور

از اتاق های متروک

گذشتند

به فنجان چای

رسیدند

چای سرد شده بود.

(احمدرضا احمدی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, احمدرضا احمدی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برفی سنگین نشست

درختی زیبا شد

درختی شکست

(شهاب مقربین)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهاب مقربین
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در فاصله ی من و آنجا که تو بودی

باران های بسیار آمدند و شستند

هر چه بود

باران های بسیار

                       باران ها که چیزی به جای نگذاشتند

دارند هنوز می بارند

در فاصله ی من و آنجا که تویی

(شهاب مقربین)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهاب مقربین
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

راه را که می بندی

از بیراهه می آیند، پاهای دیگرم

کنارت می دود من

تو راه می روی و بیراهت منم

پرت افتاده ام نزدیک تو

(آزيتا قهرمان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, آزیتا قهرمان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زیبایی ات بزرگ بود

آنقدر که دهان را پر می کرد

کوله بارم را می بندم

و خیال می کنم سفری در پیش است

دست هایت تواناتر بود

آنقدر که چشم هایم را ببندد.

(فاطمه اخوان)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, فاطمه اخوان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همه چیز سخت شده بود

گفتی اگر بمیرم زندگی بهتری خواهیم داشت

اما جهان شگفتی های خودش را دارد

گاهی بوسه

گاهی تنهایی

و گاه برف کمی

که روی لانه ی پرنده ای می نشیند.

(رضا عابدین زاده)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضا عابدین زاده
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بیا برقصیم نازنین

قبل از هر چیز و هر تصمیم

بیا برقصیم

قبل از آنکه خوابی عریان

درخت را با خود ببرد.

(مهریار صدقیانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهریار صدقیانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می رسیم

باغ های رنگین به هم می بخشیم

می رویم

پشت سر را خالی می کنیم.

(تقی خاوری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, تقی خاوری
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همیشه او مرا ترک کرد

همیشه من گریان ماندم

بعد از رفتن کشتی

بعد از غروب آفتاب...

همیشه پیشانی من

به دیوار حسرت ها کوبیده شد و شکافت

این چه عشقی بود!؟

(رسول یونان)

ترجمه از آیدین روشن


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

چهره ات روی آب شناور است

شناور است روی آب

تختخوابت، میزت

تلفن ات.

روزنامه ها، کتاب ها، گیتار

تمام اشیای خانه ات روی آب شناور است

گذشته

از پشت پرده اشک این گونه دیده می شود.

(رسول یونان)

ترجمه از آیدین روشن

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

عطرت را

روی طاقچه ی این سطر

جا گذاشته ای

شعر

هوای تو را دارد...

(کامران رسول زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کامران رسول زاده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تمام رویاهایم را در آغوش تو خلاصه می کنم

سهم من آن است

که تمامی تو را فرا گرفته است

نگو نمی خواهی

چرا که من بی وطنی آواره خواهم بود

که تمامی رویاهایش را

از چشم های تو زدوده است

بی من

بی رویاهایم

با زخم های دریده ات چه خواهی کرد

ما در زخم های تو پیله بسته ایم

تا زیبا شوی.

(افسانه افروز)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, افسانه افروز
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سیم خاردارجهیزیه مادرم بود

درمرز جاده ای که به ماه تلخ می رسید

من بی مهربا تو می خوابم

عاشق تر اما

برمی خیزم

اینجا روسپیان پاپتی

برای جفتی کفش و یک دست چینی گلدار

مصدق را تا انتهای ولی عصر می روند

...

ذرات هوا پر از کودکان مریض است

بسترمان از پنجره لو می رود

آسمان را ببند.

(گراناز موسوی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, گراناز موسوی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می خواهم

در آغوشم بگیری

تا امروز

نتواند

از میان ما بگذرد.

(ندا آبکاری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ندا آبکاری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از خودم که چیزی ندارم

روسری مادرم را به تو می دهم

که روی شانه هایت بیندازی

و با هم در پارک ها قدم بزنیم

روی نیمکت ها بنشینیم

و درباره ی نهنگ ها قصه بگوییم

من خودم در کتابی به این قطوری

خوانده ام که نهنگ ها شب سفر می کنند

خواب آب ها را به هم می زنند

و دنبال بچه هایشان می گردند.

گاهی من و تو هم

مثل بچه نهنگ ها

بازیگوش می شویم

روی تاب ها می نشینیم

خودمان را تاب می دهیم

و فراموش می کنیم

به خانه برگردیم.

(هادی خورشاهیان) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, هادی خورشاهیان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پرندگان را دوست دارم

همین طور گربه ها را

مخصوصا زمانی که روی پیانو می خوابند

جنگل ها را دوست دارم

همین طور رودخانه ها را

مخصوصا زمانی که

ماه مثل دلفینی در آن ها شنا می کند

باید بگویم

خیلی چیزها را دوست می دارم

حال آنکه می توانم دوستشان هم نداشته باشم

چرا که زیاد مهم نیستند

اما می میرم

اگر تو را دوست نداشته باشم!

(رسول یونان)

ترجمه از آیدین روشن


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من

سایه نشین تکلم عشقم

گیسوی بریده

                 بر این بیم بی خسوف

                                          تا کی؟

در لهجه ی ملال

من آن سرخوش بی پرسشم

که بغض جهان

                 در گلوی بریده اش

                 گره می خورد.

در این نشیب شبانه

تنها تنفس یکی فانوس آسمان است

که مسیح را

               از مویه بر آدمی بازخواهد داشت

مسیح سایه نشین تکلم عشق!

(سید علی صالحی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, سید علی صالحی
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سایه ها عاشق ترند

من روبروی تو می ایستم

سایه ام به پای تو می افتد

(احسان پرسا)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, احسان پرسا
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تو را گم کرده ام

در خیابانی که هیچ کس نبود

سراغت را

از که بگیرم

(شهرام مقدسی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهرام مقدسی
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دلخوشم به نیمه ای دیگر

پیاله ای دیگر

و از همه عجیب تر

چشمان تو

که ملاحظه نمی کنند!

(محمد جواد سلطانی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد جواد سلطانی
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همه چیز را

با تو در میان می گذارم

آیا باد

چیزی برای پنهان کردن

از درخت ها

دارد؟

(کاظم واعظ زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کاظم واعظ زاده
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

رودخانه ای

از درونم می گذرد

تصور نکنید که عرق کرده ام

رودخانه از درونم می گذرد

تمام پوستم را خیس کرده

رودخانه از درونم می گذرد

و مرگ

در آن پارو می زند.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

لبریز می شوم از خودم

به خودم می ریزم

شبی که نیست ماه روان.

و این سقوط عجیب

مرا می برد از خودم

به دور دست خودم که پیدا نیست.

(هیوا مسیح)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, هیوا مسیح
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از یک شانه ام درخت سیب روییده است

از شانه ی دیگر انگور

سیب

برای روزها

که به یاد بیاوریم

انگور

برای شب ها

که فراموش کنیم

(علیرضا نوری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علیرضا نوری
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می ترسم

چشم هایم

تمام شوند

و نیایی

(پرویز بیگی حبیب آبادی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پرویز بیگی حبیب آبادی
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

باد از هر طرف که بیاید

همان عطر در مشامم می پیچد

همان یاد در خاطرم رنگ می گیرد

همان صدا مرا تسخیر می کند

باد به هر طرف که برود

تو پیش من می مانی...

(پونه ندایی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پونه ندایی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می خواهم

بر بلندترین نقطه ی جهان بایستم

و از پشت تمام بلندگوها

طوری که همه بشنوند

از قول تو سکوت کنم.

(جلیل صفر بیگی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جلیل صفر بیگی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تو در انتخاب شعرهای من

وکالت می کنی

فردا از تو خواهم پرسید

آیا خواب مرا ندیدی

(بیژن جلالی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بیژن جلالی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گنجشک ها

از جیک جیک خسته نمی شوند

من

از دوست داشتن تو

(ساره دستاران)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ساره دستاران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

منم که دوستت دارم

نه مردی که دستش را به نرده ها گرفته

نه باران پشت پنجره

منم که دوستت دارم

و غم

بشکه های سنگینی را

در دلم جابجا می کند.

(غلامرضا بروسان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, غلامرضا بروسان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

چشم هایمان

به هم گره خورد

در شبانه ای

               بی کلام و لبخند

من با باد رفتم

و آسمان

           در چشم تو جا ماند

(رضوان ابوترابی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضوان ابوترابی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دیشب که آسمان را نوشیدم

 

فلس ستاره

                   در دهنم

                                  ماند.

تا بامداد

انبوه واژه هایم برق می زد

و ماه

         در گلوگاهم

                          می خواند.

(اسماعیل خویی)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, اسماعیل خویی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من

می باید قلب شکسته ی انسانی می بودم

اشکی جگر سوز بر گونه ای

خشمی می بودم غول وار از صبری

عرقی خشکیده بر پوست آدمی جانی

و دردی کوبان بر مشاعر خلق

*

من می باید

موجکی می بودم که پریدن را می آزماید

با مدت ِ اندکش

در نگاه دقیق کسی

(شاهین غمگسار)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شاهین غمگسار
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پیشاپیش

چشم های خود را پرتاب کردیم

به جایی دور

بعد به راه افتادیم

لنگان لنگان

                گام هامان را بردیم

رسیدیم

اما

دیگر برای دیدار

چشمی نمانده بود

(شهاب مقربین)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهاب مقربین
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تا تو رفتی سایه شد، خورشید رفت

ابر آمد، ساعتی بارید، رفت

باز انگار از کتاب لحظه ها

بی حضورت واژه ی امید رفت

بودنت مانند ماه از پشت ابر

لحظه ای آمد، کمی تابید، رفت

بی تو اطمینان روشن ماندنم

تا ته تاریکی تردید رفت

قصه ای کوتاه شد دیدار تو

باد آمد، شبنمی را چید، رفت

(فریبا یوسفی)


برچسب‌ها: غزل معاصر, فریبا یوسفی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

روی تو نه کم می شود

                             نه زیاد

روی تو ماه است

                       به اندازه 

(مهدی نعمت زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی نعمت زاده
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من

دل رفتن نداشتم

درخت خانه ات ماندم

تو

رفتن را

دل دل نکن!

ریزش برگ هایم

                     آزارت می دهد.

(محمد علی بهمنی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمد علی بهمنی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من نیستم

که می خوانم

تنها زانو می زنم

کنار این محراب

و کشتزار ویران را

                      می گریم

(مینا دستغیب)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مینا دستغیب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

قلب تو دیگرترانه ی قلب مرا

در شادی و اندوه نخواهد شنید، آنگونه که می شنید

دیگر پایان راه است... ترانه ی من در دوردست ها

در دل شب سفر می کند

جایی که دیگر تو در آن نیستی.

(آنا آخماتووا)


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر روسیه, آنا آخماتووا
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بیماری روانی دارد این آب

ولش کنید هر چه دلش می خواهد آبی باشد

یک بار هم شما درخت هایتان را کنار جوی بیاورید

مگر چه می شود؟ 

(بهزاد زرين پور)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, بهزاد زرین پور
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بی تو

دنیا مثل شب خانه ای خالی ست

ترسناک و آزار دهنده

شیر آب

خوب بسته نشده

بر خواب هایم آب چکه می کند.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از تو می گویم

از تو گفتن خوشبختی می آورد

هنوز لب وا نکرده ام

ببین!

چگونه پروانه ها

از نیستی پیدا شده

بر لب هایم می نشینند...

(رسول یونان)

تقدیم به آزاده عزیزم که شعر و عشق من را می فهمد که او هم دوستدار باران است...


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای دزدیدن تو از من

باید همه ی مردم شهر نقشه کشیده باشند

اگرنه

من بیدار بودم.

(علی شفیعی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, علی شفیعی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در کوچه راه می روم و سرفه می کنم

قدم به قدم فرق کرده ام

ابرها

آنقدر پایین آمده اند

تا یاد تو را ببرند

غمگینم

و این تلافی روزهایی ست که با تو بوده ام.

(غلامحسین بروسان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, غلامحسین بروسان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در حسرت گردنت

چه می کشد شال گردن

تا زمستان سال بعد؟

(الیاس علوی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, الیاس علوی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در خیلی چیزها

به هم شبیه شده ایم

اما هنوز هم

وقتی باران می گیرد

من

دیرتر از تو

به خانه بر می گردم.

(نازنین آزاد)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نازنین آزاد
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

رفتن آرزویی شد

دست نیافتنی

رویایی که پایش را به سنگ بستند

ای کاش خورشید آن قدر مایل می شد

تا سایه ام از مرز بگذرد.

(رضا عابدین زاده)

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا عابدین زاده
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

رودخانه می آید

تا در گلوی من

راهش را کج کند

آه

بلبل کوهی!

بلبل کوهی!

برای آوازی که من سر داده ام

دهان تو کوچک است.

(غلامرضا بروسان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, غلامرضا بروسان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بعد از تو

قرار نیست

کسی از اینجا بگذرد

قرار نیست کسی بیاید و پل ها را تعمیر کند

قرار نیست سوزنبان، ریلی را بگرداند

در این مکان زمان زنگ زده است

و من

بیهوده اینجا ایستاده ام

با دل واقعی ام.

(علی عربی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علی عربی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در خواب های کودکی ام

ستاره ها را نخ می کردم

و خورشید

دانه ی درشتی وسط آنها بود

حتما تو هم در خواب هایم بوده ای

وگرنه این گردنبند را از کجا آورده ای؟

(رضا یاوری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا یاوری
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شبانه روزی هفت نوبت خون دماغ شدن

آیا

عقوبت بوئیدن گل سرخی نبود

به گاه گرده افشانی؟

گفتم آرام تر در رویاهای من قدم بگذار.

(جواد گنجعلی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, جواد گنجعلی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

عزیز منی

شعله ی چراغ منی

بالا پوش من

در سرمای عصر

مرا نگهدار

چون دکمه ای از پیراهنت.

(علی شفیعی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, علی شفیعی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

قطاری که تو مسافر آن باشی

دلم را به کجا خواهد برد

هوا ابری است

بمان

کلماتی هست که اگر در باران بگویی

مراد خواهی یافت.

(رضا عابدین زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا عابدین زاده
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پرنده ها در باد دیدنی ترند

و من در عشق

کوچه ها در برف تماشایی ترند

و من در شب

وقتی مرا از چشم همه می پوشانی

وقتی سراسر مرا فرا می گیری.

(مهدی رمضانی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مهدی رمضانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

اگر آن درخت

که ساعت قرارمان را می دانست

هنوز ایستاده بود

ما یکدیگر را گم نکرده بودیم.

(رضا عابدین زاده)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا عابدین زاده
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گفتی تا دلتنگم شدی

تار گیسویم را بسوز

آنقدر دست دست کردم

تار گیسویت را باد برد

حالا سال هاست

باد

آتش می زنم.

(غلامحسین چهکندی نژاد)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, غلامحسین چهکندی نژاد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

می توانی ستاره ی دنباله دار باشی

تا کودکی برایت دست تکان دهد

می توانی پرنده ای باشی لابه لای شاخه های درخت گلابی

می توانی کلمه باشی و در دهانم بچرخی.

(نرگس برهمند)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نرگس برهمند
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پروانه ای روی تلفن

با صدایت کیف می کند

می پرد روی پنجره

پر می زند سمت درخت ها

شبنم های زنبق و گلابی را می مکد

می رقصد بر سوسن و یاس

باد به خیابانش می برد

می پلکد

در نگاه دختری

می چسبد به شیشه ی اتومبیل

می چرخد

زیبایی جهان در بال هایش

دختر توی دوربین دعوتش می کند.

(تقی خاوری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, تقی خاوری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

فاصله

پلک توست

اگر نه این ماه

برای تماشا می تابد

وردی بخوان

بیدار بمان

جادوی مهتاب

جاودان نیست

(شیدا نوذری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شیدا نوذری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

هیچ درختی تنها نیست

وقتی که پروانه ای

میهمان برگ هاست

(کاوه گوهرین)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کاوه گوهرین
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

برای تو و ماه نغمه سر دادم

اما تنها ماه آن را به خاطر دارد.

خواندم

ترانه هایی شاد سرانه

با قلبی آزاد

                حنجره ای رها

حتی ماه آن ها را به خاطر دارد

                        و با من مهربان می شود.

(کارل سندبرگ)

ترجمه از احمد پوری


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر انگلیسی, کارل سندبرگ
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

به خاطر انارها برگرد

زیرا ما

زیر آن شکوفه های درخشان

وعده کرده بودیم

با انارهای رسیده ملاقات کنیم

هوا در این شب پاییز

ایستاده است

روی قول خودش

ما از هوا کمتریم؟

(پونه ندایی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, پونه ندایی
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

باران

با چه زبانی سخن می گوید

که هر گیاه

سراپا گوش است؟!

(روشن رامی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, روشن رامی
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پیش از تو

ابر بودم

چشم هایت

قطره قطره آبم کرد!

(کامران فریدی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, کامران فریدی
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دستم را دراز مي‌كنم 

چه بنويسم

بر كاغذي كه باد برده است...

(شهاب مقربین)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهاب مقربین
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بخوابیم با هم

به خواب هم پا بگذاریم

رویاها و کابوس های یکدیگر را

ببینیم با هم

از آن پس

           دیگر

هرگز بیدار نخواهم شد

(شهاب مقربین)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, شهاب مقربین
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من دیگر

تفنگم را شسته و آویختم

چشم هایت

شکارم کردند

- آن دو گوزن سبز

آن ها زودتر از تمام شکارچیان شلیک می کنند-

بعد از این

پای تمام آتش ها

                     قصه تو را خواهم گفت.

(رسول یونان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رسول یونان
نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پروانه ها و قاصدک ها را

به تو می دهم

آوازهای آفتابی

و خانه ی کوچک را

تاریک ترین گوشه ی شب را به من نشان بده

که دیگر روز

با تمام صداهایش

چیزی به من نمی گوید.

(رضا چایچی) 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رضا چایچی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر