باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در کوچه راه می روم و سرفه می کنم

قدم به قدم فرق کرده ام

ابرها

آنقدر پایین آمده اند

تا یاد تو را ببرند

غمگینم

و این تلافی روزهایی ست که با تو بوده ام.

(غلامحسین بروسان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, غلامحسین بروسان
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر