نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۵ توسط حسرت باران |

حتا پشت پنجره ها و
پرده های خاموش
حتا بی تفاوت و ژولیده
دوباره وای...
اگر دوباره
پلک بگشایی و
گیسوی بافته ی اندوه را
از سر شانه های گریان غزل باز کنی
خواهی دید
دیروز و فردا به حال می پیوندند
و نگاهی
میان واژه های تبدارت
لبریز موج و مهتاب می شود
(منیژه گل بچه)
