باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۷ توسط حسرت باران |

 

 

امروز مرگ قسطی از لویی فردینان سلین رو دست گرفتم. ببینم می تونم بخونمش که مدت هاست به کتاب هایم نوک میزنم. گاهی آدمی انگار حوصله هیچ چیزی رو نداره. باید رها کنه خودشو و کتابی بدست بگیره و پاهایش را یله کنه روی میز و هی زور بزنه که خطی و صفحه ای رو به پایان ببره و خودش رو و عمرش رو مصرف کنه. 

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر