نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
ای کاش
نمی خندیدی
و آتش عشق
هرگز روشن نمی شد
پیراهن مان سوخت
به شهر که آمدیم
به عریانی مان خندیدند.
(رسول یونان)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, رسول یونان
ای کاش
نمی خندیدی
و آتش عشق
هرگز روشن نمی شد
پیراهن مان سوخت
به شهر که آمدیم
به عریانی مان خندیدند.
(رسول یونان)