باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

با خیال این که

می خندی مرا

سوار اسب چوبی خاطره ها

اگرچه

هیچ بلد نیستم بچگی کنم

فرقی نمی کند

وقتی که می خندی

تمام دنیا

در دست های من

جا می شود.

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شیوا فرازمند
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر