باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

سالی که در تقویم خشکید

ابتدای بنفشه هایی بود

که بر میز روییدند

کنار صندلی خالی

تنهایی ما

سکوت ساقه هایی ست

که در لیوان سرگردانند

در تنهایی من شهری جا مانده است

شهری در برف

با ردپایی که جهان را می گذرد

(شهاب لواسانی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهاب لواسانی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر