نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
چشم هایمان
به هم گره خورد
در شبانه ای
بی کلام و لبخند
من با باد رفتم
و آسمان
در چشم تو جا ماند
(رضوان ابوترابی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, رضوان ابوترابی
چشم هایمان
به هم گره خورد
در شبانه ای
بی کلام و لبخند
من با باد رفتم
و آسمان
در چشم تو جا ماند
(رضوان ابوترابی)