باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پیشاپیش

چشم های خود را پرتاب کردیم

به جایی دور

بعد به راه افتادیم

لنگان لنگان

                گام هامان را بردیم

رسیدیم

اما

دیگر برای دیدار

چشمی نمانده بود

(شهاب مقربین)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهاب مقربین
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر