نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
طوفان شده
تاریک شده
سرد است
یکسر دویده ام
پابرهنه بی چتر و بارانی.
باز کن در را!
این در را که من
گریه کنان بر آن می کوبم...
(سیما یاری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, سیما یاری
طوفان شده
تاریک شده
سرد است
یکسر دویده ام
پابرهنه بی چتر و بارانی.
باز کن در را!
این در را که من
گریه کنان بر آن می کوبم...
(سیما یاری)