باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ماه آمد و دندانه ها را شمرد

و عكس ها را در آيينه رؤيت كرد

پرسيد ما به كجا رفته ايم

در ميان اين شنزار

در اين غبار

با ماه بگو تا باز آيد

وانگه ما را بنگرد

كه يا سنگي هستيم

يا كبوتري.

(محمد باقر کلاهی اهری) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, محمد باقر کلاهی اهری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر