باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تو نیستی

پنجره ی اتاق

درختان حیاط

حتی گل های قالی گواهی می دهند

جای تو اینجا خالی ست

تو با آن چشم های کشیده

باید خواهر دریا باشی

که آب ها طغیان کرده اند

تا زانویت بالا بیایند

بالا می آیند

و تو می فهمی

اینجای دنیا کسی هست

که برای آمدنت

روزها را یکی در میان می شمارد

(علیرضا نوری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علیرضا نوری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر