نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
صدایت
ابری است قرمز
در حاشیهی درختان سبز
چشمهایت اما
اولین پرتوهای نوری که پس از کسوف
بیرون میزنند
به شگفت آمدهام
از غنجی که در دلم
سوت قطارهای جهانگرد میکشد
و شبهایی که در داستان تو شاهزاده میشوم
(رویا پویا)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, رویا پویا
