باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ای کاش حواست نباشد

از خانه بیرون بزنی

من به کوچه بیایم و

به باران فکر کنم 

و تو روزنامه ات را

روی سرت بگیری

من تمام کوچه را بدوم

و کمی چتر

تعارفت کنم

حتما مسیرمان یکی ست

حالا که مقصد تویی!

(سمانه سوادی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, سمانه سوادی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر