باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از موج هاي عاصي آورده كف به لب

وز تكمه هاي خردِ صدف بر كناره ها 

                                            پيداست:

دريا دريده پيرهنش را


انبوه موج ها

پيوسته مي خروشد و مي آيد

گويي ميان سينة دريا

خشم هزار سالة تاريخ است


از سيم خاردار چه خيزد؟

از پرده و حصار چه خيزد؟

(رضا افضلی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضا افضلی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر