نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
تنها بودم
اما بودا نبودم
و نیلوفری ارغوانی
در سینه ی بلورینم نمی تپید.
در هر زندان دنیا
زندانی ی فراموش شده ای
و در هر گورستان جهان
عزیزِ به خاک سپرده ای داشتم
و تنها بودم
مثل ماه
که کوتاه تر از تنهایی من
دیواری نیافته بود.
(عباس صفاری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, عباس صفاری
