باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

شعر از سکوت تو آغاز می شود

با واژه های شبانه

در لحظه ی عظیم، مردان عشق

در آذرخش خون، تطهیر می شوند

و هر نعره ای نماز بلندی ست

تا آفتاب و ماه بتابد.

ای ابر مهربان پر از بارش

ما را گذر ده از پل رنگین کمان

و زنگار را بشوی

عشق از طلوع تو آغاز می شود.

(اورنگ خضرایی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر