نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
شعر از سکوت تو آغاز می شود
با واژه های شبانه
در لحظه ی عظیم، مردان عشق
در آذرخش خون، تطهیر می شوند
و هر نعره ای نماز بلندی ست
تا آفتاب و ماه بتابد.
ای ابر مهربان پر از بارش
ما را گذر ده از پل رنگین کمان
و زنگار را بشوی
عشق از طلوع تو آغاز می شود.
(اورنگ خضرایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, اورنگ خضرایی
