باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از خودم خط کشیده ام تا تو

قطره، من. رود، راه. دریا، تو

دست هایم دو جاده از خاک اند

از زمین با دعا به بالا، تو

از تو دورم که اندکم، اما

با تو بسیار می شوم، با تو

من؛ کلافی همیشه سر در گم

پاسخ این همه معما؛ تو

رو به هر سو که می کنم هستی

بین هر ازدحام، تنها تو

هر چه بی راهه رفته، برگشتم

از «همیشه خودم»، به «حالا تو»

نام تو بر دل و لبم جاری

ذکر من «لا اله الا» تو

(فریبا یوسفی)


برچسب‌ها: غزل معاصر, فریبا یوسفی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر