باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

عاشق می روم تا نرسم

نه به رویایی که نیست

و نه به دریاها و آسمان

به تو

که به پیشواز من آمده ای

و بهار دل ها و چشمه های دانش

در دست توست.

شعاعی تاریکی ها را می شکافد

و من می رسم

به آن چه نمی رسم

به تو...

(پژک صفری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, پژک صفری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر