نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
من و تو که بمیریم
معلوم نیست
سرنوشت زمین چه خواهد شد
من و تو که بمیریم
کتابهای منتظر شعر
خالی از اسم خواهد ماند
من و تو که بمیریم
معلوم نیست
جراحت سالیان غرقه در اشک را
چه کسی
به ساکتی سنگ تحمل خواهد کرد
من و تو دریغا!
امروز جمعیت خاطر شعریم
اگر که بمیریم
کتابهای منتظر چاپ
خالی از اسم خواهند ماند
(بیژن کلکی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, بیژن کلکی
