باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

من و تو که بمیریم

معلوم نیست

سرنوشت زمین چه خواهد شد

من و تو که بمیریم

کتاب‌های منتظر شعر

خالی از اسم خواهد ماند

من و تو که بمیریم

معلوم نیست

جراحت سالیان غرقه در اشک را

چه کسی

به ساکتی سنگ تحمل خواهد کرد

من و تو دریغا!

امروز جمعیت خاطر شعریم

اگر که بمیریم

کتاب‌های منتظر چاپ

خالی از اسم خواهند ماند

(بیژن کلکی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, بیژن کلکی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر