باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در به در این کوچه‌ها نشو

سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک

آشیانه ی کوچکی است که کلاغ‌ها

روی شانه‌های

بلندترین درخت‌ها می‌سازند

دور از تو دنیا را گشته‌ام

و به اندازه‌ ی

تمام خانه‌هایی که نداشته‌ام

در راه بوده‌ام

پدرم اجاره نشین آب و خاک است

و مادرم طوفان می‌زاید

من اما

خیال‌های شکسته ی‌ خود را

به باد می‌سپارم

و در اقیانوس‌های نا آرام شناورم

در به در این کوچه‌ها نشو

سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک

سفره‌های کوچکی است

که ماهیان در اعماق دریا پهن کرده اند.

(امین احراری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, امین احراری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر