نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
در به در این کوچهها نشو
سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک
آشیانه ی کوچکی است که کلاغها
روی شانههای
بلندترین درختها میسازند
دور از تو دنیا را گشتهام
و به اندازه ی
تمام خانههایی که نداشتهام
در راه بودهام
پدرم اجاره نشین آب و خاک است
و مادرم طوفان میزاید
من اما
خیالهای شکسته ی خود را
به باد میسپارم
و در اقیانوسهای نا آرام شناورم
در به در این کوچهها نشو
سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک
سفرههای کوچکی است
که ماهیان در اعماق دریا پهن کرده اند.
(امین احراری)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, امین احراری
