باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گردنم منتظر حلقه ی دستان تو بود

(بر سر چشمه ی خواب)،

لیک دیدم به دو چشم نگران

دست های تو گذشت،

همچو آبی که روان بود، به سوی دگران!

(اسماعیل شاهرودی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, اسماعیل شاهرودی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر