نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
گردنم منتظر حلقه ی دستان تو بود
(بر سر چشمه ی خواب)،
لیک دیدم به دو چشم نگران
دست های تو گذشت،
همچو آبی که روان بود، به سوی دگران!
(اسماعیل شاهرودی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, اسماعیل شاهرودی
