باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

ساعت ملاقات 

تمام شده

پرستاری

انگشت، روی دماغش می گذارد

و در قاب می نشیند

(حمیدرضا شکارسری)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, حمیدرضا شکارسری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر