باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |


اصلا قرار نیست من سکوت کنم

تا جهان به احترام تو برخیزد

گوش جهان کر است خوشبختانه

ما حرف هایمان را

باید همین طورها

به هم بزنیم

وگرنه احترام جهان

کشک است

یک لحظه است

مثل پلک زدن زیر آتش رگبار

یک لحظه است

مثل احتلام ناقص یک سرباز

            - در پشت خاکریز دشمن

یک لحظه است

       مثل برق نگاهت

در اولین دقیقه ی این شعر

یک لحظه است

     فرصتی که به ما داده اند

پس بهتر است به جای تعارف

شروع کنیم!

(حافظ موسوی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, حافظ موسوی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر