نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
بین رفتن و ماندن ایستاده ام
روحم را
می بلعند این سراب های پیر
باران، آنسوی پنجره
دست تکان می دهد
(دانیال رحمانیان)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, دانیال رحمانیان
بین رفتن و ماندن ایستاده ام
روحم را
می بلعند این سراب های پیر
باران، آنسوی پنجره
دست تکان می دهد
(دانیال رحمانیان)