نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
یک قطره از قبیله ی باران
با مرغ تشنه گقت:
«سیراب باد مزرعه ی تنگ سینه ات»
(محمد زهری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمد زهری
یک قطره از قبیله ی باران
با مرغ تشنه گقت:
«سیراب باد مزرعه ی تنگ سینه ات»
(محمد زهری)