باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پرنده می شوم اما تفنگ نزدیک است

سکوت می کنم آهنگ جنگ نزدیک است 

صدای کودکی ام در همیشه جا مانده

دوباره قلب من و دست و... سنگ نزدیک است 

به ماه بودن من دل نبند٬ بعد ازاین

کمین و پنجه ی مشتی پلنگ نزدیک است 

و کوچه کوچه دلم را به باد بخشیدم

شبی که جرأت مرگی قشنگ نزدیک است 

تو مثل موج رها٬ من شبیه شاعرها

تو می روی و دلی تنگِ تنگ نزدیک است

(نسیبه عابدی تهرانی)


برچسب‌ها: غزل معاصر, دیگران
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر