باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مرا به مسلخ می برند

بعد از قربانی شدنم

چشم هایم را در آسمان/ دست هایم را در دریا

و پاهایم را در کوهستان دفن کن!

قلب عاشقم را توی سینه ات بگذار!

گیسوانم را هدیه کن به نسیم

سرم را بینداز بین بوته های گل سرخ

و تنم را

هزار پاره کن

و برای لاشخورها جشن بگیر

عزیزکم.

(شیوا فرازمند)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شیوا فرازمند
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر