باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ توسط حسرت باران |
 

اگر من نبودم

به کدام آه، خم می شدی؟

و اگر تو نبودی

کدام نوازش، سرانگشتانم را اشارت می آموخت؟

نظاره کن شعر گیاه را

سبزینه،

هستی است.

مرا به خورشید چشمانت

متصاعد شو

در آوندهات

که در ارتفاع

چیزی تشنه است.

(فرخ تمیمی)

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر