نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
وقتی به تو می اندیشم
آهویی
برای نوشیدن آب پایین می آید
علفزاران را
در حال قد کشیدن می بینم.
با تو مرا
تسخیر می کند هر غروب
دانه ای زیتون سبز
تکه ای دریای آبی
وقتی به تو می اندیشم
هرجا که می توانم
گل می کارم
به اسب ها آب می دهم
کوهها را بیشتر دوست می دارم.
(الحان برک- شعر ترکیه)
ترجمه از سول یونان
برچسبها: شعر جهان, شعر ترکیه
