باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

وقتی هنوز زنده بود

دست در دست هم بیرون می رفتیم

و درختان نارون را به تماشا می نشستیم

که بر پشته های روبه روی خانه می بالیدند

شاخه ها درهم رفته

و تاج ها آکنده از برگ های بهاری

همچون عشق ما.

او چون سرابی در بیابان محو شد.

عشق و اعتماد کافی نبود

تا چرخ های زندگی و مرگ را

بازگرداند.

(کاکینو موتو نو هیتومارو) 

ترجمه از عباس مخبر


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ژاپن
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر