باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

ای سنگفرش راه که شبهای بی سحر

تک بوسه های پای مرا نوش کرده ای

ای سنگفرش راه که در تلخی سکوت

آواز گام های مرا گوش کرده ای

*
هر رهگذر ز روی تو بگذشت و دور شد

جز من که سال ها کنار تو مانده ام

بر روی سنگ های تو با پای خسته...آه!

عمری به خیره پیکر خود را کشانده ام

*
ای سنگفرش هیچ  دراین تیره شام ژرف

آواز آشنای کسی را شنیده ای؟

در جستجوی او به کجا تن کشم، دگر

ای سنگفرش گمشده ام را ندیده ای؟

(نصرت رحمانی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, نصرت رحمانی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر