باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز...

با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز...

هی فکر می‌کنم به تو و خیره می‌شود

چشمم به چند نقطه‌ی ثابت تمام روز

زردند گونه‌های من و خاک می‌خورد

آیینه روی میز توالت تمام روز!

در این اتاق، بعدِ تو تکرار می‌شود

یک سینمای مبهم و صامت تمام روز!

گهگاه می‌زند به سرم درد دل کنم

با یک نوار خالیِ کاست تمام روز

«من» بی «تو» مرده‌ای متحرّک تمام شب...

«من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...

(نجمه زارع)


برچسب‌ها: غزل معاصر, نجمه زارع
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر