باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

بیشتر از ماه

دوست دارمش چراغم را

که به روشن و شیشه و خاموش تنش

می‌توانم دست بزنم

بیشتر از چراغ اتاق

شیفته ی کبریت خودم هستم

با همین اندکش گرما

و شعله‌اش پر از بوی سوختن چوب

و چقدر بسیار‌تر از کبریت

عاشق روشنایی خاکستر سیگار تو هستم من

که پشت دود

چشم لخت تو را دارد در نگاه برهنه من.

(بیژن نجدی) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, بیژن نجدی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر