نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
دستت را به من بده
فرشتگان از ما رو گرفته اند و دعا می کنند
مجسمه ی نمک شویم
آسمان باشد و بالشی رو به ماه
و پرچین بوسه های تو
که گام بلند نفرین از آن نمی گذرد
انگار نه انگار که تیله ی خاکی
گه گاه زیر پایمان چرخ می زند.
(گراناز موسوی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, گراناز موسوی
