نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
از در به دار
از چمدانی به آسمانی دیگر
دار به دار
دنبال زنی گشتم
که هر وقت خودش می خواهد بدهد
به باد
موهایش را
به آب هی هی گُل گُل
و بدهد به شاخه ای از جنگل هی جان
وقتی که خودش بخواهد نه خداش
□
اما در به در
منم که تیک تاک
از آسمانی به بستری دیگر
هی حرام تر شدم
و تابستان موهایم که تک تک
هی دی تر
وجنگل ستاره ای نداشت
هی جان جان
و جنگل ستاره ای نداشت.
(گراناز موسوی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, گراناز موسوی
