نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
نترسیده ام
و هر شب
دیوانگان را
پشت دیوار خانه پناه داده ام
دست هایم را
برای به آغوش کشیدن باد
گشوده ام
و چشم هایم را
به جاده ها دوخته ام
شاید تو همان دیوانه ی مهربان باشی
که باد
در جاده ها
تنت را بوییده
(لیلا آهنی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, لیلا آهنی
