باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

زندگی گنجشک کوچکی است

که هرازگاهی می آید کنار پنجره

با هم به تو می خندیم

به این که چشم به زنگ نشسته ای

و ناخن هایت را می جوی

به این که دنیا

در چشم های ما

بستنی نیست که آب می شود

می بینی

بی تو هم زندگی

حرف تازه ای دارد

که در چشم ما فوت کند

(علیرضا نوری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علیرضا نوری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر