نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
بدون تو
ثانیه ها را توی سطل می ریزم
زمان را مچاله می کنم
بی صدا درد می کشم
فریاد گویا مرهمی موقت است
اما بلد نیستم
بلد نیستم
از این پنجره ها بگذرم
من روزی باد بودم
امروز مردابم...
(پونه ندایی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, پونه ندایی
