باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

تکیه کلام مان هر دو یکی بود -چرا؟-

و خضر تاب همراهی مان را نداشت، چرا؟

در مجمع دو دریا

ماهی که نشانه ی کاملی بود، راه خود را در پیش گرفت

جستجویش را تصور نکردیم، چرا؟

«هرگز شکیبایی نتوانی کرد»

حواله ی خاموشی به لب هایمان داد، چرا؟

می خواهی توفانی برایم صید کنی

همیشه اول ماجراست، چرا؟

(مهرنوش قربانعلی)

 از آثار او ست مجموعه شعرهاي زیر:

«در ناتمامي خود» / نشر توكا، 1377،

«راه به حافظه‌ي جهان» / نشر نگاه سبز، 1380،

«تبصره» / نشر آرويج، 1383،

 «به وقت البرز» / نشر آهنگ ديگر، 1386

و «كوك تهران / نشر آهنگ ديگر، 1388 مي‌توان اشاره كرد.

در زمينه‌ي تحقيق و پژوهش از اين شاعر كتاب «چشم‌انداز شعر معاصر ايران 1301 - 1380» توسط نشر بازتاب‌نگار، سال 1383 به چاپ رسيده كه در آن با 14 نفر از منتقدان و صاحب‌نظران شعر معاصر ايران به بحث و گفت‌وگو پرداخته است.


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, مهرنوش قربانعلی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر